91/10/20

Zirnevis:
Hotel Transylvania - keifiat khoob
Death Race Inferno
Zero Dark Thirty
The Impossible
Seven Psychopaths
Snabba Cash 2
Delhi Safari
Crawlspace
Won't Back Down
Fitzgerald Family Christmas
Little Birds
Red Hook Summer
Nad Zycie
Someday This Pain Will Be Useful To You
Yelling To The Sky
Everybody Has a Plan
English Vinglish
Loves Christmas Journey - 2 dvd
Prime Time
In Their Skin
Kaavalan
Ai Weiwei Never Sorry
WikiRebels The Wikileaks Documentary
ville
alter egoes
dungeons and dragons

Menu 9 :
dredd
frankenweenie
sweeney
keith lemon
 
Serial :
hart of dixie season 2 episode 9 & 10 - 1 dvd
suburgatory season 1 episode 19 ta 22 - 1 dvd
parks and recreation season 2 episode 7 & 8 - 1 dvd
little dorrit season 1 episode 13 & 14 - 1 dvd
sons of anarchy season 4 - 2 episode - 1 dvd
torchwood season 3 episode 5 & 6 - 1 dvd
good wife season 1 episode 13 & 14 - 1 dvd
wizard of waverly place season 1 episode 7 ta 10 - 2 dvd
a young doctors notebook - season 1 - 4 episode - 2 dvd
doctor who season 2 - 4 episode - 2 dvd
stargate universe season 1 episode 7 ta 20 - 7 dvd
stargate universe season 2 - 8 episode - 4 dvd
samantha who season 2 episode 13 ta 20 - 4 dvd
nip tuck season 3 - 10 episode - 5 dvd
sanctuary season 3 - 10 episode - 5 dvd
bones season 2 episode 9 ta 22 - 7 dvd
bones season 3 - 12 episode - 6 dvd

Show :
miss universe 2012

91-10-12

Zirnevis :
life of pi - pardeyee
skyfall - keifiat khoob
possession - keifiat khoob
lincoln
killing the softly
compliance
gayby
hello i must be going
hold your breath
suddenly it's magic
 raaz 3
1920 evil returns
fortune teller
labyrinth - 2 dvd
offender
of snails and men
no tel motel
dominion - prequel to the exorcist
 9858 – A Pornographic Affair (Une Liaison Pornographique)
 9859 – Big Fat Gypsy Gangster (2012)
 9861 – Dungeons & Dragons The Book of Vile Darkness (2012)
 9862 – Heavenly Forest 2006
 9866 – Room 33 AKA Fear Asylum
 9867 – Searching for Sugar Man (2012)
 9868 – Speaking Of Sex
 9869 – The Giant Mechanical Man (2012)
9906 – Spike Tv Video Game Awards (2012)

Menu 9:
trouble with the curve
words
pitch perfect
silent night
last ounce of courage
a vampire's tale
12 dogs of christmas
Gangsters Guns And Zombies 2012

Serial :
fringe season 5 episode 9 & 10 - 1 dvd
house season 7 episode 15 & 16 - 1 dvd
private practice season 3 episode 3 & 4 - 1 dvd
 how i met your mother season 8 episode 10 & 11 & 12 - 1 dvd
gossip girl season 6 episode 9 & 10 - 1 dvd
leverage season 5 episode 11 & 12 - 1 dvd
2 broke girls season 2 episode 11 & 12 - 1 dvd
 glee season 4 episode 9 & 10 - 1 dvd
deadwood season 3 episode 3 & 4 - 1 dvd
misfits season 4 episode 7 & 8 - 1 dvd
mutant x season 1 episode 13 & 14 - 1 dvd
don't trust the bitch in apartment 23 season 2 episode 5 & 6 - 1 dvd
 last resot season 1 episode 9 & 10 - 1 dvd
chocago fire season 1 episode 7 & 8 - 1 dvd
teenage mutant ninja turtles season 1 episode 11 & 12 - 1 dvd
little britain season 1 episode 5 & 6 - 1 dvd
 primeval new world season 1 episode 7 & 8 - 1 dvd
guys with kids season 1 episode 10 & 11 & 12 - 1 dvd
my name is earl season 4 episode 19 & 20 - 1 dvd
body of proof season 2 episode 17 ta 20 - 2 dvd
 merlin season 5 episode 11 ta 14 - 2 dvd
burn notice season 6 episode 13 ta 16 - 2 dvd
time wrap season 1 episode 9 ta 14 - 3 dvd

91-10-2

8905 – Arbitrage (2012)(Richard Gere, Susan Sarandon) —— 9
 9114 – Killer Joe (2011) —— 9
 9293 – Lay The Favorite (Ladey Vegas) 2012 (Bruce Willis) —— 9
 9352 – Sinister (2012) (Scott Derrickson) —— 9
 9486 – Beasts Of The Southern Wild (2012) —— 9
 9491 – Elf Man (2012) —— 9
 9496 – Highway (Hillbilly Highway) (2012) (Coke Daniels) —— 9
 9502 – The Mark (2012) —— 9
 9512 – Et Si On Vivait Tous Ensemble? (All Together) (2012) —— 9
 9749 – Gunless (2010) —— 9
 
8997 – Dredd 3d (Judge Dredd) (2012) —KHOOB
 9076 – Taken 2 2012 (Liam Neeson) —KHOOB
 9682 – Ai To Makoto (For Love’s Sake) (2012)
 9685 – Bro (2012)
 9686 – De Verbouwing (The Renovation) (2012)
 9688 – Frankenweenie 2012
 9690 – Hit And Run (2012)
 9691 – Kill Em All (2013)
 9692 – Mancation ( Frank Vain)
 9693 – Mass Effect: Paragon Lost (2012)
 9696 – Sushi Girl (2013)
 9697 – Terumae Romae (Thermae Romae) (2012)
 9700 – The Frozen (2012)
 9701 – The King Is Dead (2012)

نامه پیمان معادی به اصغر فرهادی

نکته: این نامه قبل از مراسم اسکار منتشر شده بود

اصغر فرهادی عزیز

از زمان بازگشتم از مراسم گلدن‌گلوب و حلقه منتقدان لس‌آنجلس كه همراه با تو و فیلم‌مان در آن حاضر بودم، می‌خواستم این نامه را بنویسم؛ اما تلاش برای آماده شدن فیلم اولم «برف روی كاج‌ها»، مجال مناسبی باقی نگذاشت. در مراسم پایانی جشنواره فجر، وقتی فیلمم جایزه بهترین فیلم از نگاه مردم را می‌گرفت، یاد تو افتادم. تو كه همیشه قدردان مردم سرزمینت، سرزمین‌مان، بودی و هستی؛ و با خودم گفتم حالا وقت این نامه است. به‌خصوص كه كمتر از ۱۰روز دیگر به برپایی مراسم اسكار مانده؛ و خواهم گفت ربط این ماجرا با آن یاد و ارزش مردم و نظرشان چیست. یكی از خطاهای دید آدمی، این است كه وقتی چیزی را از نزدیك تجربه می‌كند، متوجه عظمت آن نمی‌شود. سفر و تجربه‌های اخیری كه با دیدن و شنیدن واكنش‌های مختلف نسبت به «جدایی نادر از سیمین» در كنارت داشتم، به تلاشم برای اینكه دچار این خطای دید نشوم، بسیار كمك كرد. مطمئنم خیلی از مردم ایران از خواندن این واكنش‌ها شادمان خواهند شد. خصوصا در روزهایی كه عده‌ای تلاش دارند، موفقیت‌های این فیلم را به دلایل واهی به سیاست ربط دهند و همین انگیزه برای من كافی است تا این نامه را بنویسم و منتشر كنم. واكنش‌های دیگری هم كه پیش می‌آید، ممكن است حرف‌هایی را در پی داشته باشد كه چندان اهمیتی ندارد. از قدیم می‌گفتند همیشه بدتر از این‌كه پشت سرت حرف بزنند، این است كه پشت سرت هیچ حرفی نزنند! همان اوایل سفر اخیر، وقتی محمود كلاری كه در شرق آمریكا و در تجربه تحسین شدن فیلم در حلقه منتقدان نیویورك همراهت بود، در تماس تلفنی به من گفت كه تجربه بسیار عجیبی در مورد این فیلم در انتظارمان است، به قدر كافی تعجب كردم.

كلاری می‌گفت نكته اساسی این است كه ما با سینما زندگی كرده‌ایم و سال‌های سال فیلم و مراسم سینمایی را دیده‌ایم؛ و حالا به خودمان می‌گوییم قرار است بعضی از نام‌های بزرگ را در این‌گونه مراسم ببینیم، در حالی كه این بار در كمال تعجب، آنها منتظرند تا ما را ببینند! و این خاصیت فیلم‌های بزرگ است. تجربه‌های قبلی البته میزان تعجب یا هیجان آدم را از این واكنش‌ها كمتر می‌كند. اما هرگز آن را از بین نمی‌برد. حس پشت حرف كلاری را بعدا ذره‌ذره لمس كردم. وقتی وودی آلن كه همیشه در نظرم سرچشمه خلاقیت بوده، به واسطه خواهرش برایت پیغام داده بود كه طبق معمول نمی‌تواند - یا نمی‌خواهد - به مراسم بیاید ولی دوست دارد در نیویورك ما را ملاقات و درباره فیلم صحبت كند، تازه فهمیدم آنچه از قول او درباره فیلم شنیده بودم، چه معنایی داشت: آلن گفته بود سال‌ها بود نه‌تنها از سینمای ما، بلكه به‌طور كلی از سینما انتظار نداشته كه در این دوران بتواند چیزی بیافریند كه چنین تاثیری روی او بگذارد! وقتی توماس لانگمن پسر كلود بری، كارگردان و تهیه‌كننده مشهور و تازه درگذشته فرانسوی كه خودش تهیه‌كننده فیلم آرتیست و برنده انبوهی جایزه است، می‌گفت همه دارند از محصول من تعریف می‌كنند اما وقتی فیلم تو را دیدم، آرزو كردم كه كاش من آن را تهیه كرده بودم، همه چیز داشت معنای كامل‌تری پیدا می‌كرد. وقتی براد پیت می‌گفت شب قبل از برگزاری جلسه مطبوعاتی گلدن‌گلوب، دی‌وی‌دی جدایی نادر از سیمین را در دستگاه گذاشته‌اند و در میانه‌های همان صحنه دادگاه اول فیلم، آنجلینا جولی با دیدن آن جدل زناشویی فیلم را نگه داشته، متاثر شده، فاصله‌ای انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا را ادامه داده‌اند، اطمینانم بیشتر شد وقتی آنجلینا جولی درباره كار بعدی‌ات پرسید و ساده و راحت درخواست كرد كه در فیلمت بازی كند و در پاسخ حرفت كه گفتی شخصیت زن فیلمت فرانسوی زبان است و گفت تا آن تاریخ می‌تواند زبان فرانسه یاد بگیرد، من غرق در غرور شدم.

وقتی مریل استریپ درباره جزییات كارگردانی یا بازی صحنه‌های مختلف فیلم می‌پرسید و با اشتیاق گفت دوست دارد با تو كار كند، وقتی استیون اسپیلبرگ گفته بود كه اعتقاد دارد جدایی نادر از سیمین با فاصله زیاد بهترین فیلم امسال دنیاست، وقتی دیوید فینچر نیم‌ساعت وقت گذاشت تا با تو حرف بزند و نظرهایش را بگوید، وقتی چند سینماگر سرشناس می‌گفتند كه فیلم را ندیده‌اند اما تعریف‌های زیاد فرانسیس فورد كوپولا را درباره آن شنیده‌اند و خیلی كنجكاوند، وقتی الكساندر پین كه خودش گلدن‌گلوب فیلم و كارگردانی را گرفت فقط به دلیل علاقه به فیلم تو در طول آن روزها به یكی از نزدیك‌ترین دوستان هم صحبت‌ات بدل شده بود و در هر دو مراسم گلدن‌گلوب و حلقه منتقدان لس‌آنجلس می‌گفت در طول حرف‌هایت روی صحنه سعی می‌كرده انرژی مثبت به سمت تو بفرستد.

وقتی دیگرانی كه مجاز نیستم نام‌شان را بیاورم، از فیلمت به عنوان یكی از محبوب‌ترین‌های فهرست شخصی‌شان در دو، سه سال اخیر یاد می‌كردند، تازه درست دستگیرم شد كه فیلم در دل آدم‌هایی كه سالی ده‌ها فیلم بزرگ و تاثیرگذار می‌بینند یا یكی‌، دوتایش را هر سال می‌سازند، چه مرزهایی را درنوردیده و چه قله‌هایی را فتح كرده است. در مراسم برگزیدگان منتقدان آمریكا (Critics’ Choice Award) كه باب دیلن بزرگ قطعه جدید بسیار زیبایی را روی صحنه اجرا كرد، ما از لذت شنیدن و دیدن اجرایش حرف می‌زدیم و به ما گفتند اگر می‌دانستید خود باب درباره فیلم‌تان با چه لذتی حرف می‌زد، چه می‌گویید. و

این تازه بخشی از آن چیزی است كه من شنیدم و دیدم. باقی‌اش بماند برای روزگاری دیگر، مخصوصا داستان تو و رابرت دنیرو كه امیدوارم آقای كلاری روزی تعریفش كند. اصغر فرهادی عزیز، در جلسه مطبوعاتی ویژه گلدن‌گلوب، یكی از چهار، پنج باری كه حاضران به شكلی استثنایی در میان حرف‌های تو دست زدند، در جواب سوالی بود كه می‌پرسید چطور با محدودیت‌های توی ایران چنین فیلمی‌ ساخته‌ای. گفتی هیچ‌كس مرا مجبور نكرده بود آنجا با وجود محدودیت‌ها فیلم بسازم، خواست خودم و قصه‌ای كه داشتم، طوری بود كه باید همانجا و با همان شرایط ساخته می‌شد و برای ساخت این فیلم شما فكر كنید همه چیز همان‌طور كه من دلم می‌خواسته فراهم بوده است.

گفتی نمی‌خواهم بگویم شرایط فیلمسازی در كشورم آرمانی است، اما تصویری هم كه شما از فیلمسازی در ایران دارید، خیلی دقیق نیست. این حرف‌هایت وقتی یادم آمد كه لابه‌لای حرف‌ها و كارها و مصاحبه‌های مختلف، به من راجع به طرحی می‌گفتی كه قرار است در آینده در تهران بسازی و آن را خیلی دوست داری. حرف دیگرت كه باز به تشویق حاضران آن جلسه انجامید، همان بود كه گفتی تفاوت‌های مردمان نقاط مختلف دنیا بسیار كمتر از شباهت‌هایشان است، اما به نفع سیاست است كه تفاوت‌ها و فاصله‌ها را بیشتر جلوه دهد و بر آنها تاكید كند.

این روزها كه در ایران خبر جوایز فیلم تو حتی مانند نوعی گسترش فرهنگی عمل می‌كند و از جمله، گاهی حتی طیف‌هایی را به پیگیری اخبار فرهنگی وامی‌دارد كه به طور معمول هیچ كاری به اتفاق‌های هنری نداشتند، این روزها كه تبریك‌های هر همكار و هر دوست، هر رهگذر خیابان و حتی هر بیمار اتاق‌های بیمارستانی كه برای بستری كردن و ترخیص پدرم به آن پا گذاشتم، امید را در دل آدم می‌كارد و می‌پروراند، یاد همان حرفت می‌افتم. بله، بین مردمان مختلف دنیا و احساس‌های انسانی‌شان، تفاوت‌ها ناچیز است. اما آن نفعی كه گفتی، آنقدر همه جا رخنه كرده كه همین مردم این روزها در گذر و خیابان از من می‌پرسند وقتی از آمریكا برگشتی، كاری با تو نداشتند؟

در خود مراسم، چه حال خوبی بود وقتی من هم مثل میلیون‌ها ایرانی حرف‌هایت را موقع دریافت جایزه شنیدم. از آن بالا كه چشم می‌انداختی، می‌دیدی همه بزرگان سینما كه عمری كارهایشان را دیده‌ای و درباره‌شان خوانده‌ای، بهت زل زده‌اند؛ و انگار عشق و انرژی مردم ایران باعث شده بود ما آنجا محكم بایستیم. آن لحظه‌ای كه تو از مردم یاد كردی، می‌دانستم میلیون‌ها نفر در كشورمان هم به ما زل زده‌اند و تو به پشتوانه عشق‌شان، به جای هر عزیز دیگرت از آنها یاد كردی؛ و راستش اصغر، آن بالا چه حالی داد ایرانی بودن.

قدر و منزلتی كه تو برای این مردم قایلی، زمانی با آن نمایندگی كردن به‌درستی پیوند می‌خورد كه حرف آن منتقد آمریكایی را به یاد بیاوریم؛ كه در یادداشتی بر جدایی نادر از سیمین نوشته بود: «اگر می‌خواهید تهدیدی نثار این كشور كنید، بهتر است قبل از آن این فیلم را ببیند، تا بدانید با چه مردمانی روبه‌رویید، تا در تصمیم خود تجدید‌نظر كنید.» اینكه یك فیلم بتواند چنین دستاوردی، چنین تاثیری داشته باشد، یعنی اینكه تو بارها بیشتر از آن جمله‌هایی كه در ستایش مردمان دیارمان می‌گویی، دین خودت را به آنها ادا كرده‌ای.

حالا دیگر واقعا مهم نیست كه فیلم در یكی از دو رشته «فیلم خارجی» و «فیلمنامه» كه نامزد شده، جایزه آكادمی را بگیرد یا نه. مهم‌تر این است كه این فیلم در طول این مدت به این مردم امید، اشتیاق و افتخار بخشید. برای همین امید، اشتیاق و افتخار است كه می‌خواهم با صدایی صد بار بلندتر از آن فریادی كه بعد از جایزه گرفتن‌ات در جشنواره برلین، در سالن برلیناله پالاس برآوردم، فریاد بزنم: «اصغر؛ خیلی چاكریم! »

تبریک به آقای اصغر فرهادی و تمام ایرانیان عزیز

«ایرانیان بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند و گمان دارم خوشحالند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحالند چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند.»


نگاهی به فیلم مری و مکس، زیباترین رفاقت تاریخ سینما

مدتی پیش پستی گذاشته شد با عنوان (رفاقتهای ماندگار تاریخ سینما) که خیلی برام جالب بود و ذهنمو درگیر کرد .

همیشه فکر میکنم رد و اندی هنوز در کنار هم درون اون جزیره توی مکزیک زندگی میکنند ، در حالی که اندی سرگرم تعمیر کردن قایق های قدیمی و رد هم در حال رسیدگی به کارهای هتل است . ( رستگاری در شاوشنک )

و شاید همین سال پیش برتی و لیونل ، چه کسی فکر میکنه روزی آنها از هم جدا بشوند ؟

اما زمانی که حرف از دوستی و رفاقت در سینما پیش میاد حداقل در ذهن من یکی یک رفاقت بیشتر جاودانه شده ، رفاقتی که هجده سال به طول انجامید اما دو سر اون حتی یک بار هم همدیگر رو از نزدیک ندیدند .

یکی در استرالیا و دیگری در آمریکا و تنها خوشی آن دو که این رفاقت رو هجده سال به دنبال خود کشید دیدار همدیگر بود که باعث شد عشقی میان یک دختر 8 سال و یک مرد 44 ساله پدید بیاید که در قالب انیمیشن به کارگردانی آدام الویت در سال 2009 منتشر شد . ( مری و مکس )


داستان فیلم

سال 1976

یک دختر بچه تنها در خانه ای میان کوه Waverley در استرالیا به همراه مادر و پدرش زندگی میکند خانواده نسبتا فقیر که حتی قدرت خرید اسباب بازی و لباس نو برای دخترشان ندارند ، مادرش برای تامین نیازهای زندگی مجبور به دزدی از فروشگاه ها میشود و پدرش هم که مردی الکلی است در یک کارخانه چای کیسه ای کار میکند .

گذشته از وضع اقتصادی ضعیف این خانواده مری از یک لکه مادر زادی که روی پیشانیش است هم رنج میبرد و برای همین مساله میان هم کلاسی هایش مورد تمسخر قرار میگیرد .

نزدیکترین دوست به مری همسایه پیرش است که در جنگ جهانی پاهایش را از دست داده و برای همین ترس شدیدی در رو به رو شدن با جامعه درون وی شکل گرفته ،مری پر است از سوالات کودکانه و به دنبال کسی که حاضر باشد به او جواب دهد نامه ای به فردی می نویسد تا که شایداز این راه بتواند دوستی پیدا کند

نامه مری به مردی 44 ساله در نیویورک که از چاقی زیاد و اختلالات روانی رنج میبرد میرسد . ( مکس جری هوروویتس )

مکس قادر به ارتباط برقرار کردن با اطراف خود نیست از این رو هیچ دوستی ندارد ، مادر و پدرش او را زمان کودکی در باغی رها کردند و مکس بعد از آن به تنهایی بزرگ شده بود . مکس از پنج شنبه ها متنفر بود چون باید توی کلاس مقابله با پرخوری شرکت میکرد از نظر مکس مردم گیج کننده هستند چون وقتی در پیاده رو با کلاه کاسکت راه میرود همه به او میخندند. او عاشق خوردن ساندویج شکلاتی که خودش آن را اختراع کرده می باشد و همیشه آرزو دارد تا کلکسیون کامل نوبلیت ها را داشته باشد.

مکس چهار بار نامه مری رو خواند و بعد از اینکه 18 ساعت به بیرون زل زده بود تصمیم گرفت که جواب مری را بدهد .

مری دیزی دینکل عزیز ممنون که برایم نامه نوشتی. نامه تو را ساعت 9 شب بعد از کلاس مقابله با پرخوری خوندم من قصد دارم وزن کم کنم چون دکتر روانشناسم همیشه میگه عقل سالم در بدن سالم (و بعد میبینیم که آن دکتر برای اثبات عقل خود به بالای میز رفته و روی یک دستش ایستاده !)

دوستی عمیقی میان مکس و مری از همان نامه اول شکل میگیرد و از همان نامه ابتدا مکس نقاشی که مری از خودش کشیده بود رو کنار آینه خود میگذارد تا همیشه در جلوی چشمانش باشد .


دوستی میان آن دو 18 سال طول میکشد و مری توسط اطلاعاتی که از مکس راجع به اختلالات ذهنی میگیرد روانشناس میشود و با پسر مورد علاقه اش ازدواج میکند. در همین بین مکس درون یک مسابقه تلوزیونی برنده میشود و از آنجایی که قدر بدست آوردن ثروت را می داند با آن پول کلکسیون کامل نوبلیت ها را میخرد و با بقیه آن هم تمام شکلاتهای تولید شده توسط کارخانه شکلات سازی را خریداری میکند ، حدودا چهار گاراژ پر از شکلات !

مکس دیگر به تمام آرزو هایش در زندگی رسیده بجز دیدار مری که از تمام آرزوهای قبلی براش مهم تر بود .

مری که به روانشناسی برجسته در استرالیا مبدل شده بود کتابی با عنوان درمان سیندروم اسپرگر نوشت و به چاپ رساند در این کتاب او نام مکس را به عنوان مریض خود و کسی که توانسته بود درمان کند نام برده بود .

که این موضوع باعث عصبانیت شدید مکس شد و وی برای پایان دادن به این دوستی حرف M که از دستگاه تحریر خود کنده بود را با پست برای مری فرستاد .

بسته مکس به دست مری رسید و وقتی مری حرف کنده شده را دید تصمیم گرفت تمام کتابهای که تا آن روز به چاپ رسیده بود را از بین ببرد ، شوهرش او را ترک کرد و مری دوباره تنها شده بود آخرین بسته ارسالی مری به مکس قوطی کنسروی بود که روی آن با مداد نوشته بود متاسفم .

اما جوابی به مری نرسید از این رو قصد خود کشی کرد ، آیا مکس او را نبخشیده بود ؟

به بالای میز رفت و طناب دار را دور سر خود بست در همین هنگام درب خانه اش به صدا درآمد و همسایه پیرش که از جامعه میترسید به ترس خود پایان داد و بسته ای که از طرف مکس بود را به مری داد .

مری عزیز من تو بخشیدم و به همراه این نامه کلکسیون کامل نوبلیت هام رو هم برات میفرستم با آرزوی دیدار تو مکس جری هوروویتس .

تنها آرزوی مکس خوردن یک لیوان شیر شیرین غلیظ به همراه تنها دوستش بود .

مری به نیویورک سفر کرد تا که ادامه زندگیش را با بهترین دوستش سپری کند ، به ساختمانی که مکس در آن زندگی میکرد میرسد سوار آسانسور میشود و اتاق مکس را پیدا میکند درب را باز میکند

- مکس .......... ؟

- مکس ماییم بلاخره رسیدیم ......... ؟!

اما جوابی نگرفت آن روز صبح مکس بعد از خوردن آخرین شیر غلیظ شیرینش در آرامش مرده بود .

مری به کنار صندلی مکس میرود و دست او را میگیرد ناگهان نگاهش به نامه هایی که خود برای مکس میفرستاد میافتد که مکس آنها را برای اینکه همیشه جلوی چشمانش باشد به سقف خانه خود زده بود .

دیالوگ های قابل تامل مکس در فیلم

- من در یک خانواده یهودی به دنیا آمدم. و قبلاً به خدا اعتقاد داشتم. اما از وقتی که کتاب‌های زیادی خوندم، بهم ثابت شد که خدا ساخته تصورات منه .

- با اینکه من یک کافر هستم اما کلاه یهودیم را سرم می‌کنم تا مغزم را گرم نگه دارد .

- هیأت منصفه اعضای برجسته اجتماع هستند که تا حالا قتلی را مرتکب نشدند .

- اول عاشق خودت باش . - وقتی جوان بودم دوست داشتم هر کس دیگه‌ای باشم به جز خودم. دکتر برنارد گفت اگر توی یک جزیره تنها بودم، مجبور می‌شدم به همنشینی باخودم عادت کنم. گفت باید با خودم کنار بیام. با تمام عیب و نقص‌ها، ما خودمان عیب و نقص‌ها را انتخاب نمی‌کنیم. آنها بخشی از وجود ما هستند و باید با آنها کنار بیاییم .

تم فیلم

گمنامی ، غفلت دوران کودکی ، دوستی ، زندگی ، اذیت کردن ، تنهایی ، کسانی که از اوتیسم رنج میبرند ، چاقی ، افسردگی و اضطراب است .
و تا بخشی به تمام این مباحث سرک کشیده شده است .

تحلیل جزئیات فیلم

فیلم پر است از دیالوگ های معنی دار در کنار استفاده فوقالعاده از رنگ با اینکه در نیویورک سیاه و سفید به تصویر کشیده شده و تنها رنگ لحظات نیویورک کلاه یحودیت مکسه اما در استرالیا رنگ قالب قهوه ای است. شاید قالب بودن این رنگ در استرالیا به دلیل این باشه که مری قهوه ای را دوست دارد و این مساله را در اولین نامه اش به مکس میگوید.

زمانی که مری به خانه مکس میرسد میبیند مکس به حالتی مرده که سرش بالاست و دارد به سقف نگاه میکند که نشان میدهد تنها خوشی مکس حتی هنگام مردن هم نامه های مری است .

شخصیت پردازی در این فیلم به صورت خارق العاده ای شکل گرفته است و تمام عناصر در این فیلم یک شخصیت جداگانه دارند.

موسیقی هم به زیبایی استفاده شده تلفیق ویلون ، جاز ، پیانو و صدای آدم در موزیکهای این فیلم حالتی رویاگونه را به فیلم منتقل کرده است ، صدای دلنشین فیلیپ سیمور هافمن برای شخصیت مکس و بری هومفریس به عنوان راوی، زیبایی فیلم رو دوچندان کرده  است.

دوستی ساده ، صمیمی اما عمیق مکس و مری به دلیل تنهایی شکل گرفت و اگر هر کدام از این دو به این مقدار تنها نبودن ابدا یک همچین رفاقتی پدید نمی امد ، اولین دلیل مرگ مادر مری تنهایی بود و این قدرت مری و مکس را نشون میدهد که تونستند از این تنهایی رفاقتی با این قدرت پدید آورند.

*******************************

نویسنده : عادل سبحانی (CinemaPara )

گزارش تصویری: پایان فیلمبرداری Bel Ami با بازی رابرت پتینسون و اوما تورمن

فیلمبرداری فیلم سینمایی Bel Ami به کارگردانی نیک اورمرود در یکی از شهرک های سینمایی هالیوود سیتی به پایان رسید.

داستان فیلم سینمایی Bel Ami در دهه 80 روایت می شود و در مورد به قدرت رسیدن یک مرد جوان در شهر پاریس است و این مقام برای او خطر های فراوانی دارد اما....

در این فیلم بازیگرانی همچون:رابرت پتینسون,کریستینا ریچی,اوما تورمن و...به ایفای نقش پرداخته اند.



نامزدهای نهایی جوایز بفتا معرفی شدند / فهرست کامل + اسامی انگلیسی

فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی در فهرست اولیه دریافت جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان این دوره از مراسم اهدای جوایز «بفتا» حضور دارد.

مسئولان آکادمی فیلم و تلویزیون بریتانیا (British Academy of Film and Television) روز گذشته فهرست اولیه نامزدهای بخش های مختلف دریافت جوایز این دوره از مراسم «بفتا» (BAFTA) را در حالی منتشر کردند که فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» به نویسندگی و کارگردانی اصغر فرهادی نیز در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان این مراسم سالیانه نامزد دریافت جایزه شده است.

بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر، در فهرست اولیه نامزدهای دریافت جوایز «بفتا» که شامل 15 اثر در هر بخش می شود، «جدایی نادر از سیمین» در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان با فیلم های سینمایی «آبل» (Abel)، «انگار که من آنجا نیستم» (As If I Am Not There)، «پسری به نام میر – 10 سال در افغانستان» (The Boy Mir – Ten Years in Afghanistan)، «کالوت» (Calvet)، «خاطرات بمبئی» (Mumbai Diaries)، «آتش افروزان» (Incendies)، «دروغ های کوچک سفید» (Little White Lies)، «پینا» (Pina)، «پست مورتم» (Post Mortem)، «پوتیچ» (Potiche)، «لو کواترو ولت» (Le Quattro Volte)، «پوستی که در آن زندگی می کنم» (The Skin I Live In)، «تام بوی» (Tomboy) و «شکارچی غول» (The Troll Hunter) به رقابت می پردازد.

چندی پیش نیز مسئولان برگزارکننده سی و دومین دوره مراسم اهدای جوایز حلقه منتقدان لندن (London Critics` Circle) فهرست اسامی نامزدهای بخش های مختلف این مراسم سالیانه را در حالی اعلام کردند که فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» در بخش های بهترین فیلم سال، بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان، بهترین کارگردان (اصغر فرهادی)، بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) و بهترین بازیگر نقش مکمل زن (ساره بیات) نامزد دریافت جوایز حلقه منتقدان لندن شده بود.

مسئولان برگزارکننده دوازدهمین دوره مراسم اهدای جوایز «منتقدان فیلم ونکوود» نیز هفته گذشته «جدایی نادر از سیمین» را به عنوان نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان این مراسم سالیانه انتخاب و معرفی کردند.

فیلم سینمایی «جدایی ناد از سیمین» که به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در بخش فیلم های غیر انگلیسی زبان هشتاد و چهارمین دوره مراسم آکادمی اسکار به رقابت با سایر آثار می پردازد، پیش از این جایزه خرس طلایی بهترین فیلم شصت و یکمین دوره جشنواره بین المللی فیلم برلین را نیز دریافت کرده است. این فیلم سینمایی علاوه بر دریافت جایزه خرس طلایی، 2 جایزه خرس نقره ای بهترین بازیگر زن و بهترین بازیگر مرد این جشنواره آلمانی را نیز به خود اختصاص داده است.

همچنین «جدایی نادر از سیمین» که بازیگرانی مانند لیلا حاتمی، پیمان معادی، شهاب حسینی، ساره بیات، سارینا فرهادی، بابک کریمی، مریلا زارعی در این فیلم درام ایفای نقش کرده اند، پیش از این نیز توانست 4 سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری (محمود سماک باشی)، بهترین فیلمبرداری (محمود کلاری)، بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) و بهترین کارگردانی (اصغر فرهادی) بیست و نهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر را از آن خود کند.

جایزه 60 هزار دلاری بهترین فیلم پنجاه و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم سیدنی (Sydney International Film Festival)، جایزه بهترین فیلم جشنواره سنت پیترزبورگ (St. Petersburg Film Festival)، جایزه بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه جشنواره دوربان، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره ملبورن، جایزه بهترین فیلم جشنواره بین المللی ایروان، جایزه بهترین فیلم بخش جنبی «تی وی ای اتره میرادا» (TVE Otra Mirada Award) پنجاه و نهمین دوره جشنواره فیلم سن سباستین، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره بین المللی فیلم ونکوور و جایزه ویژه هیات داوران بخش «فیلم های سینمایی» جشنواره فیلم ابوظبی، دیگر جوایزی هستند که فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» پیش از این دریافت کرده است.

همچنین اصغر فرهادی نیز برای ساخت فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» در این دوره از جشنواره فیلم ابوظبی جایزه بهترین فیلمساز سال خاور میانه را دریافت کرد.

فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» چندی پیش نیز توانست جایزه بهترین فیلم این دوره از مراسم «اسکرین آسیا پاسیفیک» (Asia Pacific Screen Awards)، بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان انجمن منتقدان فیلم نیویورک، جایزه بهترین فیلم مراسم اهدای جوایز «فیلم مستقل بریتانیایی»، بهترین فیلم مراسم اهدای جوایز «انجمن منتقدان آنلاین نیویورک» و بهترین فیلم «انجمن منتقدان آنلاین» را نیز به خود اختصاص دهد.

«جدایی نادر از سیمین» برای کسب جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان شصت و نهمین دوره مراسم اهدای جوایز «گلدن گلوب» نیز با فیلم های سینمایی با فیلم های سینمایی «گل های جنگ» (The Flowers of War) به کارگردانی ژانگ ییمو از چین/ «در سرزمین خون و عسل» (In the Land of Blood and Honey) به کارگردانی آنجلینا جولی از ایالات متحده آمریکا/ «پسر بچه ای با دوچرخه» (The Kid with a Bike) به کارگردانی ژان پیر و لوک داردنه از بلژیک/ «پوستی که در آن زندگی می کنم» (The Skin I Live In) به کارگردانی پدرو آلمودوار از اسپانیا به رقابت می پردازد.

همچنین در بخش بهترین فیلم فهرست اولیه این دوره از مراسم اهدای جوایز «بفتا» نیز فیلم های سینمایی «هنرمند» (The Artist)، «فرزندان» (The Descendants)، «بران» (Drive)، «دختری با خالکوبی اژدها» (The Girl with the Dragon Tattoo)، «کمک» (The Help)، «هوگو» (Hugo)، «عید ماه مارس» (The Ides of March)، «بانوی آهنی» (The Iron Lady)، «نیمه شب در پاریس» (Midnight in Paris)، «مانی بال» (Moneyball)، «هفته من با مرلین» (My Week with Marilyn)، «سنا» (Senna)، «تعمیرکار خیاط سرباز جاسوس» (Tinker Tailor Soldier Spy)، «اسب جنگ» (War Horse) و «ما نیاز داریم درباره کوین حرف بزنیم» (We Need to Talk About Kevin) حضور دارند.

فهرست اولیه نامزدهای مراسم اهدای جوایز «بفتا» که شامل 15 اثر در هر بخش می شود پس از رای گیری 6300 عضو آکادمی فیلم و تلویزیون بریتانیا انتخاب و معرفی شده اند.

در مرحله دوم رای گیری نیز که نتایج آن در تاریخ 17 ژانویه (27 دی) زمستان سال جاری اعلام می‌شود، اعضای این آکادمی اسامی 5 نامزد نهایی هر بخش را انتخاب و معرفی می‌کنند.

به طور کلی فیلم های سینمایی «هفته من با مریلین» و «تعمیرکار خیاط سرباز جاسوس» هر یک با حضور در 16 بخش بیشترین شانس را برای دریافت جوایز این دوره از مراسم «بفتا» دارند.

«بانوی آهنین» در 14 بخش و «هنرمند»، «دختری با خالکوبی اژدها»، «نیمه ‌شب در پاریس» و «اسب جنگ» نیز هر کدام در 13 بخش نامزد دریافت جایزه شده اند.

«کمک» و «هوگو» هر یک با حضور در 12 بخش، «عید ماه مارس» و قسمت دوم «هری پاتر و مقدسان مرگبار» (Harry Potter and Deathly Hallows) نیز هر یک با حضور در 11 بخش و «ما نیاز داریم درباره کوین حرف بزنیم» با حضور در 10 بخش در رتبه های بعدی هستند.

این دوره از مراسم اهدای جوایز «بفتا» در تاریخ 12 فوریه (23 بهمن) زمستان سال جاری و در سالن اپرا سلطنتی لندن برگزار می‌شود.

همچنین فهرست اسامی نامزدهای اولیه برخی از مهمترین بخش های این دوره از مراسم بفتا به شرح زیر است:

بهترین کارگردان:


میشل هازاناویسیوس، برای ساخت «هنرمند»/ الکساندر پاین، برای ساخت «فرزندان»/ نیکلاس ویندینگ رفن، برای سخا «بران»/ دیوید فینچر، برای ساخت «دختری با خالکوبی اژدها»/ تیت تایلر، برای ساخت «کمک»/ مارتین اسکورسیزی، برای ساخت «هوگو»/ جورج کلونی، برای ساخت «عید ماه مارس»/ فیلیدا لیود، برای ساخت «بانوی آهنی»/ کلینت ایستوود، برای ساخت «جی. ادگار» (J. Edgar)/ وودی آلن، برای ساخت «نیمه شب در پاریس»/ بنت میلر، برای ساخت «مانی بال»/ سایمون کورتیس، برای ساخت «هفته من با مرلین»/ توماس آلفردسون، برای ساخت «تعمیرکار خیاط سرباز جاسوس»/ استیون اسپیلبرگ، برای ساخت «اسب جنگ»/ لین رامسای، برای ساخت «ما نیاز داریم دراره کوین حرف بزنیم»

بهترین بازیگر نقش اول مرد:

آنتونیو باندراس، برای بازی در «پوستی که در آن زندگی می کنم»/ برد پیت، برای بازی در «مانی بال»/ برندان گلیسون، برای بازی در «محافظ» (The Guard)/ دنیل کرگ، برای بازی در «دختری با خالکوبی اژدها»/ ادی ردماین، برای بازی در «هفته من با مرلین»/ گری الدمن، برای بازی در «تعمیرکار خیاط سرباز جاسوس»/ جورج کلونی، برای بازی در «فرزندان»/ ژان دوژاردین، برای بازی در «هنرمند»/ لئوناردو دی کاپریو، برای بازی در «جی. ادگار»/ مایکل فاسبندر، برای بازی در «شرم» (Shame)/ اون ویلسون، برای بازی در «نیمه شب در پاریس»/ پیتر مولان، برای بازی در «تیراناسور» (Tyrannasaur)/ «رالف فیانس، برای بازی در «کوریولانوس» (Coriolanus)/ رایان گازلینگ، برای بازی در «بران» و «عید ماه مارس»

بهترین بازیگر نقش اول زن:

برنیس بژو، برای بازی در «هنرمند»/ کری مولیگان، برای بازی در «شرم»/ چارلیز ترون، برای بازی در «جوان بالغ» (Young Adult)/ اما استون، برای بازی در «کمک»/ هلن میرن، برای بازی در «وام» (The Debt)/ جودی فاستر، برای بازی در «کشتار» (Cornage)/ کیت وینسلت، برای بازی در «کشتار»/ کریتن ویگ، برای بازی در «ساغدوش های عروس» (Bridesmaids)/ مریل استریپ، برای بازی در «بانوی آهنی»/ میا ویسکوسکا، برای بازی در «جن ایر» (Jane Eyre)/ میشل ویلیامز، برای بازی در «هفته من با مرلین»/ اولیویا کلمن، برای بازی در «تیراناسور»/ دونی مارا، برای بازی در «دختر با خالکوبی اژدها»/ تیلدا سویینتون، برای بارب در «ما نیاز دارین درباره کوین حرف بزنیم»/ ویولا دیویس، برای بازی در «کمک»

----------------------------------

منبع : خبرگزاری سینمای ایران

16 بازیگر بزرگ هالیوود که آخرین فیلم خودشان را ندیدند و از دنیا رفتند! +عکس

این 16 بازیگر در سنین جوانی و میانسالی فوت کردند. نحوه مرگ و سن آنها اهمیت ندارد بلکه آنچه مهم است این است که آنها نتوانستند آخرین فیلمی که بازی کردند را ببینند....

کریس فارلی: این بازیگر کمدی چاق سال 1997 دراثر مصرف بیش از اندازه دارو درگذشت. آخرین فیلمش « Almost Heroes» سال بعد اکران شد.


براندون لی: پسر بروس لی بازیگر فیلم های رزمی در یک حادثه ناگوار سر صحنه فیلم «کلاغ» درگذشت؛ فقط هشت روز قبل از تمام شدن فیلم.


بروس لی: ستاره فیلم های رزمی در سن 32 سالگی یک سال قبل از اکران فیلم آخرش «ورود اژدها» در اثر ورم مغزی درگذشت.


جین هارلو: هارلو وقتی که دراثر بیماری کلیه مرد فقط 26 سال داشت. یک سال بعد سال 1937 فیلمش « Saratoga» اکران شد.


جیمز دین: « Rebel Without a Cause» یک ماه بعد از مرگ جیمز دین اکران شد. جیمز 24 ساله سال 1955 در یک سانحه رانندگی کشته شد.


کلارک گابل: گابل در سن 59 سالگی قبل از سال 1960 که زمان اکران فیلمش The Misfits بود  در اثر حمله قلبی درگذشت.


فیل هارتمن: ستاره کمدی سال 1998 مورد اصابت گلوله همسرش «براین هارتمن» قرار گرفته و کشته شد. دو ماه بعد فیلمش «سربازان کوچک» اکران شد.


ناتالی وود: ستاره کوچک فیلم West Side Story سال 1981 غرق شد. زمان مرگ آخرین فیلمی که بازی کرد به نام Brainstorm هنوز تمام نشده بود.


هیث لچر: او با بازی در فیلم «شوالیه تاریکی» تحسین منتقدان را برانگیخت و پرفروش ترین فیلم تابستان را رقم زد اما چند ماه قبل از اکران فیلم درگذشت.

مریلین مونرو: در سال 1962 قیبل از اکران فیلم « Something’s Got to Give»  درگذشت.


اسپنسر تریسی: بازیگر 67 ساله در اثر حمله قلبی درگذشت، فیلم آخرش « Guess Who’s Coming to Dinner» هنوز تکمیل نشده بود.


آیلیا: سال 2001 قبل از اکران فیلم خون آشامی «ملکه ملعون» در حادثه هواپیمایی باهاماس درگذشت

جان کندی: بازیگر کمدی سال 1994 در لوکیشن فیلم « Wagon’s East» درگذشت. فیلم بعدی کندی « Canadian Bacon» یک سال پس از مرگش اکران شد.


ریور فوئنیکس: دراثر نارسایی قلبی که به خاطر مصرف دارو بود درگذشت. چهار ماه بعد فیلم او «زبان خاموش» به نمایش درآمد.


گری کوپر: اسطوره صحنه سال 1961 در اثر سرطان درگذشت. یک ماه بعد فیلم مرموز بریتانیایی از او به نام The Naked Edge اکران شد.

-------------

منبع : سیمرغ



کدام فیلم بیشترین شانس را برای دریافت اسکار های سال 2012 دارد؟

هشتادوچهارمين دوره جوايز اسكار درحالي ‌٢٦ فوريه ‌٢٠١٢ برگزار خواهد شد كه گمانه‌زني‌ها درباره بهترين فيلم بلند حكايت از شانس بالاي فيلم «هنرمند» دارد.

در هشتادوچهارمين دوره مراسم اسكار رقابت براي جايزه بهترين فيلم‌ را مي‌توان محدود به چند اثر برجسته امسال كرد كه به عقيده منتقدين، فيلم «هنرمند» از بيشترين شانس براي كسب جايزه برخوردار است.

فيلم «هنرمند» ساخته «ميشل هازاناويكيوس» در جشنواره كن نامزد نخل طلا بود كه جايزه بهترين بازيگر مرد جشنواره را براي «ژان دوجاردين» به‌همراه آورد و در جشنواره سن‌سباستين جايزه منتخب تماشاگران را كسب كرد. اين فيلم يک درام عاشقانه فرانسوي است كه داستان آن مربوط به سال‌هاي ‌١٩٢٧ تا ‌١٩٣٢ در هاليوود است که سينماي صامت در حال افول بوده و بازيگران آن دچار مشکل شده‌اند. اين فيلم خود بصورت صامت و سياه-سفيد فيلم‌برداري شده است. «هنرمند» نامزد ‌٦ جايزه گلدن گلوب است.

دومين فيلمي كه از شانس بالاي دريافت جايزه اسكار برخوردار است، «هوگو كابرت» است كه اولين تجربه «مارتين اسكورسيزي» در دنياي سه‌بعدي كودكان محسوب مي‌شود. اين فيلم اقتباس سينمايي از كتاب پرفروش «خلاقيت هوگو كابرت» است كه

داستان آن در پاريس دهه ‌١٩٣٠ اتفاق مي‌افتد و زندگي پسر يتيم ‌١٢ ساله‌اي به نام «هوگو» را به‌تصويرمي‌كشيد كه به صورت پنهاني در پشت ديوارهاي ايستگاه قطار پاريس زندگي مي‌كند. فيلم‌نامه آن را «جان لوگان» نوشته است كه پيش‌تر در فيلم «هوانورد» با «اسكورسيزي» همكاري كرده بود.

فيلم «نيمه‌شب در پاريس» ساخته جديد «وودي آلن» در فهرست نمزدهاي جدي كسب جايزه اسكار بهترين فيلم قرار دارد. اين فيلم كه در افتتاحيه جشنواره کن اكران جهاني شد، پرفروش‌ترين اثر سينمايي «وودي آلن» است که کارلا بروني، همسر رييس‌جمهوري فرانسه و «ماريو کوتيلار» در آن بازي کرده‌اند.

فيلم «فرزندان» ساخته «الكساندر پاين» با بازي «جرج كلوني» به‌همراه فيلم «كمك» ساخته «تيت تيلور» ديگر فيلم‌هايي هستند كه از بيشترين شانس براي كسب جايزه اسكار برخوردارند. اما بايد تا روز ‌٢٦ فوريه ‌٢٠١٢ به انتظار نشست تا مشخص شود آيا اعضاي آكادمي اسكار نيز نظر منتقدين سينما را دارند؟

طي ‌٨٣ دوره برگزاري جوايز اسكار، ركورد بيشترين تعداد جايزه كه تاكنون به يك فيلم تعلق گرفته براي اولين‌بار «بن هور» در سال ‌‌١٩٥٩ به‌دست آورد كه توانست ‌‌١١ جايزه اسكار را كسب كند. اين ركورد در سال ‌‌١٩٩٧ توسط فيلم «تايتانيك» و در سال ‌‌٢٠٠٣ توسط «ارباب حلقه‌ها؛ بازگشت پادشاه» تكرار شد.

بخش بهترين فيلم بلند جوايز اسكار يكي از حساس‌ترين و پرحاشيه‌ترين بخش‌هاي جوايز اسكار است كه افزايش تعداد نامزدهاي آن به ‌١٠ فيلم از امسال به حساسيت بيشتر آن دامن زده است.

در زير نگاهي به برندگان جايزه اسكار بهترين فيلم طي ‌٨٣ سال برگزاري جايزه اسكار مي‌اندازيم:

«بال‌ها/طلوع آفتاب»(‌١٩٢٨)؛ «نواي برادوي»(‌١٩٢٩)؛ «در جبهه غرب خبري نيست» (‌١٩٣٠)؛ «سيمارون» (‌١٩٣١)؛ «گراند هتل» (‌١٩٣٢)؛ رژه (‌١٩٣٣) «در يک شب اتفاق افتاد» (‌١٩٣٤)؛ «شورش در کشتي بونتي» (‌١٩٣٥)؛ «زيگفلد بزرگ» (‌١٩٣٦)؛ «زندگي اميل زولا» (‌١٩٣٧)، «نمي‌تواني اين را با خودت ببري» (‌١٩٣٨)؛ «برباد رفته» (‌١٩٣٩)؛ «ربه‌کا» (‌١٩٤٠)؛ «چه سرسبز بود دره من»(‌١٩٤١)؛ «خانم ميني‌ور» (‌١٩٤٢)؛ «کازابلانکا» (‌١٩٤٣)؛ «چهارديواري، اختياري»(‌١٩٤٤)؛ «تعطيلي از دست‌رفته»(‌١٩٤٥)؛ «بهترين سال‌هاي زندگي ما»(‌١٩٤٦)؛ «قرارداد شرافت‌مندانه» (‌١٩٤٧)؛ «هملت»(‌١٩٤٨)؛ «مرد برتر از همه» (‌١٩٤٩)؛ «همه‌چيز درباره ايو» (‌١٩٥٠)؛ «يک آمريکايي در پاريس»(‌١٩٥١)؛ «بزرگ‌ترين نمايش روي زمين»(‌١٩٥٢)؛ «از اين‌جا تا ابديت»(‌١٩٥٣)؛ «در بارانداز» (‌١٩٥٤)؛ «مارتي» (‌١٩٥٥)؛ «دور دنيا در هشتاد روز»(‌١٩٥٦)؛ «پل رودخانه کواي» (‌١٩٥٧)؛ «ژي‌ژي» (‌١٩٥٨)؛ «بن‌هور» (‌١٩٥٩)؛ «آپارتمان» (‌١٩٦٠)؛ «داستان وست‌سايد»(‌١٩٦١)؛ «لورنس عربستان»(‌١٩٦٢)؛ «تام جونز»(‌١٩٦٣)؛ «بانوي زيباي من»(‌١٩٦٤)؛ «اشک‌ها و لبخندها»(‌١٩٦٥)؛ «مردي براي تمام فصول»(‌١٩٦٦)؛ «در گرماي شب» (‌١٩٦٧)؛ «اليور»(‌١٩٦٨)؛ «کابوي نيمه‌شب» (‌١٩٦٩)؛ «ژنرال پاتون»(‌١٩٧٠)؛ «ارتباط فرانسوي» (‌١٩٧١)؛ «پدرخوانده» (‌١٩٧٢)؛ «نيش» (‌١٩٧٣)؛ «پدرخوانده؛ قسمت دوم»(‌١٩٧٤)؛ «ديوانه از قفس پريد» (‌١٩٧٥)؛ «راکي» (‌١٩٧٦)؛ «آني‌ هال»(‌١٩٧٧)؛ «شکارچي گوزن»(‌١٩٧٨)؛ «کرامر عليه کرامر» (‌١٩٧٩)؛ «مردم معمولي» (‌١٩٨٠).

«ارابه‌هاي آتش» (‌١٩٨١)؛ «گاندي»(‌١٩٨٢)؛ «شرايط مهرورزي» (‌١٩٨٣)؛ «آمادئوس» (‌١٩٨٤)؛ «از درون آفريقا» (‌١٩٨٥)؛ «جوخه» (‌١٩٨٦)؛ «آخرين امپراتور»(‌١٩٨٧)؛ «مرد باراني» (‌١٩٨٨)؛ «رانندگي براي خانم ديزي» (‌١٩٨٩)؛ «با گرگ‌ها مي‌رقصد» (‌١٩٩٠).

«سکوت بره‌ها»(‌١٩٩١)؛ «نابخشوده»(‌١٩٩٢)؛ «فهرست شيندلر»(‌١٩٩٣)؛ «فارست گامپ» (‌١٩٩٤)؛ «شجاع‌دل» (‌١٩٩٥)؛ «بيمار انگليسي»(‌١٩٩٦)؛ «تايتانيک»(‌١٩٩٧)؛ «شکسپير عاشق» (‌١٩٩٨)؛ «زيبايي آمريکايي» (‌١٩٩٩)؛ «گلادياتور» (‌٢٠٠٠).

«يک ذهن زيبا» (‌٢٠٠١)؛ «شيکاگو» (‌٢٠٠٢)؛ «ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه» (‌٢٠٠٣)؛ «عزيز ميليون دلاري» (‌٢٠٠٤)؛ «برخورد» (‌٢٠٠٥)؛ «مردگان» (‌٢٠٠٦)؛ «جايي براي پيرمردها نيست» (‌٢٠٠٧)؛ «ميليونر زاغه‌نشين» (‌٢٠٠٨)؛ «قفسه درد» (‌٢٠٠٩)؛ «سخنراني پادشاه» (‌٢٠١٠).

------------

منبع : ایسنا

وودي آلن: ايده ساخت فیلم جدید ام را 40 سال پيش گرفتم!

وودي آلن، كارگردان سرشناس آمريكايي اذعان كرد، ايده اوليه فيلم «نيمه‌شب در پاريس» را با تاثير از داستان كوتاهي كه 40 سال پيش خوانده بود، گرفته‌ است.

چهار ماه پس از اکران جهاني فيلم «نيمه‌شب در پاريس» در افتتاحيه جشنواره کن، وودي آلن اعلام كرد، «سيناپس» اين فيلم به چهار دهه قبل بازمي‌گردد، زماني كه داستان كوتاه «حافظه بيستم» را در سال 1971 خواند.

به نوشته رويترز، آلن افزود: شخصيت اصلي فيلم نيمه شب پاريس بر اساس يك كراكتر فكاهي، مانند كاركترهايي كه در آثار ارنست همينگوي، پابلو پيكاسو و سالوادور دالي يافت مي شود خلق كرده‌ام، اين شخصيت‌ها نسبت به گذشته خود حسي نوستالژيك دارند و در حياتشان به نوعي غم غربت حس مي‌كنند.

«نيمه‌شب در پاريس» که کارلا بروني، همسر رييس‌جمهوري فرانسه و «ماريو کوتيلار» در آن بازي کرده‌اند، در كشورهاي نروژ، برزيل، دانمارك، آلمان، فنلاند، سوئد و ايتاليا ساخته شده است.

وودي آلن اكنون براي ساخت پروژه فيلم جديدش آماده مي‌شود كه با نام «تصوير غلط» در رم ايتاليا ساخته خواهد شد. بازيگران سرشناسي چون «آلك بالدوين» و «پنه‌لوپه كروز» به‌همراه «الن پيج» و «جسي آيزنبرگ» در اين فيلم حضور داشته اند.

وي كه درحال نگارش فيلم‌نامه اثر جديدش است، آن را با بودجه‌اي بالغ بر ‌25 ميليون دلار در جولاي در رم مقابل دوربين برد.

«وودي آلن» طي سه دهه فيلم‌سازي افتخارات و جوايز سينمايي متعددي كسب كرده است كه مي‌توان به جايزه‌ اسكار بهترين فيلم و بهترين كارگرداني، دو جايزه‌ بهترين كارگرداني و شش جايزه‌ بهترين فيلم‌نامه از جوايز بافتا انگليس، خرس نقره‌اي جشنواره‌ برلين، جايزه‌ فيپرشي جشنواره‌ كن، دو جايزه‌ بهترين فيلم خارجي از جوايز سزار فرانسه، جايزه بهترين فيلم اروپايي از جوايز گويا اسپانيا، شير طلاي افتخاري جشنواره‌ ونيز و جايزه‌ يك عمر دستاورد سينمايي از جشنواره‌ سن‌سباستين اشاره كرد.

اين فيلم چندي پيش به مرز فروش 50 ميليون دلار دست يافت تا ركورد پرفروش‌ترين اثر سينمايي «وودي آلن» در آمريكا را به‌دست آورد.

«رز بنفش قاهره»، «منهتن»، «امتياز نهايي»، «روياي كاساندرا» و «ويكي كريستينا بارسلونا» از معروف‌ترين آثار او هستند.

مریل استریپ از دشواری های ایفای نقش مارگارت تاچر در فیلم «بانوی آهنین» می گوید

مریل استریپ گفت:‌ پس از قبول نقش «مارگارت تاچر» به توانایی خودم برای ایفای این نقش شك كردم. مریل استریپ بازیگر معروفی كه اخیرا در فیلم «بانوی آهنین» نقش «مارگارت تاچر» سیاستمدار انگلیسی، را پذیرفته است، گفت كه بدون هیچ تردیدی این نقش را پذیرفت، اما پس از مدتی در توانایی خود برای ایفای این نقش شك كرد. این بازیگر اعتراف كرد كه بزرگی نقشش در این فیلم، زمانی برایش روشن شد كه دوربین‌ها برای فیلمبرداری شروع به كار كردند. وی در این‌باره گفت: ‌من خیلی به هم ریخته بودم. اما گاهی اوقات یك دیگ آب جوش بد نیست. وقتی همه‌چیز ترسناك‌، سخت و خنده‌دار است،‌ این اتفاق خوبی است. به نوشته‌ی روزنامه‌ی ایندیپندنت‌، استریپ در ادامه گفت:‌ بعضی وقت‌ها خیلی عصبی می‌شوم و كنترلم را از دست می‌دهم. فكر كردم: نه از پس این كار برنمی‌آیم. این فیلم كه از اوایل سال پیش مقابل دوربین رفت، «جیم برودبنت» را به‌عنوان نقش مقابل مریل استریپ و همسر مارگارت تاچر معرفی كرده است. داستان این فیلم در سال 1982 و چند هفته پیش از آغاز جنگ فالكلند اتفاق می‌افتد و تلاش‌های سیاسی مارگارت تاچر برای حفظ سمتش به ‌تصویر كشیده است. مریل استریپ که گریمش در این فیلم او را بسیار شبیه مارگارت تاچر کرده، از همین حالا یکی از بخت‌های اصلی جایزه‌ی اسکار بهترین بازیگر زن است. جمله‌ی تبلیغاتی پوستر این فیلم توصیف دقیقی از شخصیت تاچر است: «او هرگز کوتاه نمی‌آید.» استریپ که متولد 1949 در ایالت نیوجرسی است، با دریافت دو جایزه اسکار و 16 مورد نامزدی رکوردار است. او سال 1980 با فیلم «کریمر علیه کریمر» برنده‌ی اسکار بهترین بازیگر زن مکمل شد و سال 1983 با «انتخاب سوفی» اسکار بهترین بازیگر زن را برد. «شکارچی گوزن»، «زن ستوان فرانسوی»، «سیلک‌وود» «از آفریقا»، «یک فریاد در تاریکی»، «پل‌های مدیسن کانتی»، «اقتباس»، «شیطان پرادا می‌پوشد»، «شک» و «جولی و جولیا» از دیگر فیلم‌های اوست. مارگارت تاچر متولد 1925 از 1975 تا 1990 رهبر حزب محافظه‌کار بریتانیا و از 1979 تا 1990 نخست وزیر انگلیس بود. استریپ 61 ساله كه اخیرا عضو افتخاری آكادمی هنر و ادبیات آمریكا شده است، با 15 بار نامزدی جایزه‌ی اسكار از این لحاظ ركورددار تاریخ سینما محسوب می‌شود. وی دو بار در سال‌های 1980 برای «كرامر علیه كرامر» و 1983 برای «انتخاب صوفی» موفق به كسب جایزه‌ی اسكار بهترین بازیگری شده است. استریپ در سال 2003 برای فیلم «ساعت‌ها» جایزه‌ی خرس نقره‌ای جشنواره‌ی برلین را گرفت، در سال 1989 با فیلم «فرشتگان جهنمی» جایزه‌ی بهترین بازیگر زن را از كن دریافت كرد، در سال 1982 بهترین بازیگر زن جوایز بافتا شد و در سال 1999 جایزه‌ی دوربین برلیناله را كسب كرد. مریل استریپ در سال 2003 جایزه‌ی افتخاری سزار فرانسه را گرفت، دو بار جایزه‌ی بهترین بازیگر زن را از اسكار سینمای ایتالیا دریافت كرده است، هفت‌بار بهترین بازیگر جوایز گلدن گلوب انتخاب شده است و از جشنواره‌های رم و سن‌سباستین جایزه یك عمر دستاورد سینمایی دریافت كرده است. ---------------------- منبع : ایسنا

لیست راجر ایبرت، مشهورترین منتقد جهان،  جدایی نادر از سیمین بهترین فیلم سال 2011

امسال نیز راجر ایبرت فهرست بهترین فیلم های سال 2011 را منتشر کرد که در کمال ناباوری و البته با افتخار اعلام می کنیم که جدایی نادر از سیمین به عنوان بهترین فیلم سال 2011 از نگاه این منتقد و متفکر مشهور برگزیده شد.


فهرست اسامی 20 فیلم برتر سال 2011 به انتخاب راجر ایبرت:

1- جدايي نادر از سيمين (A Separation)

2- شرم (Shame)

3- درخت زندگي (The Tree of Life)

4- هوگو (Hugo)

5- پناه بگیر (Take Shelter)

6- kinyarawanda

7- رانندگی (Drive)

8- نيمه شب در پاريس (Midnight in Paris)

9- بندرگاه (le havre)

10- آرتيست (The Artist)

11- ملانكوليا (Melancholia)

12- تري (Terri)

13- نسل‌ها (اولاد)  (The Descendants)

14- مارگارت (Margaret)

15- Martha Marcy May Marlene

16- هري پاتر-يادگاران مرگ قسمت دوم (Harry Potter and the Deathly Hallows, Part 2)

17- اعتماد (Trust)

18- زندگي وراي همه (Life, Above All)

19- آسیاب و صلیب (The Mill and the Cross)

20- سياره ديگر (Another Earth)

نامزدهای بهترین های سال 2011 به انتخاب بزرگترین سازمان منتقدان فیلم آمریکا

انجمن منتقدان رسانه بزرگترین سازمان منتقدان فیلم در آمریکا و کانادا است که حدود 250 عضو دارد. این انجمن در سال 1995 تاسیس شده است. نکته قابل توجه در مورد انتخاب‌های این انجمن این است که معمولا نامزدهای جوایز اسکار شباهت‌های فراوانی به نامزدهای اعلام شده از جانب این انجمن دارند. از این جهت انتخاب‌های انجمن منتقدان رسانه برای افرادی که علاقه فراوانی به گمانه زنی در مورد نامزدها و برندگان اسکار دارند می‌تواند تعیین کننده باشد. جدایی نادر از سیمین در فهرست نامزدهای بهترین فیلم های خارجی زبان قرار دارد. لیست نامزدهای اصلی سال 2011 این انجمن از قرار زیر است+فهرست بهترین فیلم های کمدی و اکشن سال...

بهترین فیلم:


فرزندان

آرتیست

هوگو

به شدت بلند و فوق‌العاده نزدیک

درایو

هلپ

نیمه شب در پاریس

مانی بال

درخت زندگی

اسب جنگی

بهترین کارگردان:

مایکل هازاناویسیوس (آرتیست)

نیکلاس ویندینگ رفن (درایو)

استفان دالدری (به شدت بلند و فوق العاده نزدیک)

مارتین اسکورسیزی (هوگو)

استیون اسپیلبرگ (اسب جنگی)

بهترین بازیگر مرد:

لئوناردو دی‌کاپریو (جی.ادگار)

مایکل فاسبیندر (شرم)

برد پیت (مانی بال)

جرج کلونی (فرزندان)

ژان دوژاردین (آرتیست)

بهترین بازیگر زن:

ویولا دیویس (هلپ)

الیزابت اولسن (مارتا مارسی می مارلن)

مریل استریپ (بانوی آهنین)

چارلیز ترون (Young Adult)

میشل ویلیامز (هفته من با مرلین)

بهترین بازیگر مکمل مرد:


کنت برانا (هفته من با مرلین)

اندی سرکیس (خیزش سیاره میمون‌ها)

آلبرت بروکس (درایو)

نیک نولتی (Warrior)

پاتون اسوالت (Young Adult)

کریستوفر پلامر (Beginners)

بهترین بازیگر مکمل زن:

Bérénice Bejo (آرتیست)

جسیکا پاستین (هلپ)

ملیسا مک‌کارتی (ساقدوش‌ها)

کری مولیگان (شرم)

اوکتاویا اسپنسر (هلپ)

شیلن وودلی (فرزندان)

بهترین فیلم‌نامه اقتباسی:

به شدت بلند و فوق العاده نزدیک

فرزندان

هلپ

هوگو

مانی بال

بهترین فیلم‌نامه اورژینال:

50/50

آرتیست

نیمه شب در پاریس

Win Win

Young Adult

بهترین انیمیشن:

ماجراهای تن تن

رنگو

آرتو کریسمس

کونگ فو پاندا 2

گربه در چکمه

بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان:

در تاریکی

لو هاور

جدایی نادر از سیمین

پوستی که در آن زندگی می‌کنم

Where Do We Go Now

بهترین فیلم اکشن:


خیزش سیاره میمون‌ها

درایو

فست فایو

هانا

سوپر هشت

بهترین فیلم کمدی:


دیوانه، احمق، عشق

ساقدوش‌ها

نیمه شب در پاریس

ماپت‌ها

Horrible Bosses

بهترین تیم بازیگری:


آرتیست

ساقدوش‌ها

فرزندان

هلپ

نیمه ماه مارس

از نکات قابل توجه حضور پرقدرت فیلم فرانسوی آرتیست در بخش‌های مختلف، کاندید شدن اندی سرکیس برای بازی در نقش میمون در فیلم سیاره میمون‌ها و نادیده گرفته شدن فیلم دیوید فینچر در بخش‌‌های اصلی است. استیون اسپیلبرگ نیز با دو فیلمی که امسال ساخته هم در بخش بهترین فیلم حضور دارد و هم بهترین انیمیشن. در صورت تکرار این اتفاق در اسکار اسپیلبرگ احتمالا اولین کارگردانی خواهد بود که در یک سال دو فیلم از او، یکی در بخش‌ بهترین فیلم و یکی در بخش بهترین انیمیشن، نامزده اسکار شده‌اند.

----------------------

منبع : کافه سینما

حرف های نزده فاطمه معتمد آریا : می‌خواستند گوشمالی‌ام بدهند، کار کردنم ممنوع شد

فاطمه معتمد آریا بازیگر نمایش «نامه‌هایی به تب» در گفت و گو‌یی به بازیگری و فعالیت حرفه‌ای‌اش در این حوزه پرداخته که بخش‌هایی از آن را می‌خوانید:

·         امروز می‌شود خلاقیت‌های فراوان نسل جدید را در فضای تئاتری مشاهده کرد ولی یک حلقه گمشده‌ای در فضای امروز می‌شود احساس کرد و آن تربیت اصول تئاتر در میان نسل جدید است. نه اینکه منظورم این باشد که نسل جدید تئاتر ما تربیت آکادمیک تئاتر و اصول را ندارد اما اصلا نوع تربیت تئاتری تغییر کرده است و به نظرم چندان مناسب نیست. این نامناسب بودن را در نوع کردار و رفتار و استایل تئاتر می‌دانم. امروز تنها مهم این است که خلاقیت و جسارت داشته باشی و انگار آکادمی‌های تئاتر شکل صحیحی برای تربیت تئاتری را توصیه نمی‌کند.

·         من این گونه می‌بینم که استاد تئاتر در دانشکده و فضای آکادمیک مهم‌ترین اصل است. آن سال‌ها استاد تئاتر به معنای واقعی کلمه بود. چیزی که بعد از انقلاب تقریبا حذف شده‌است. حالا امروز تقریبا همه به هم استاد می‌گویند. لفظ استاد به همه تعلق نمی‌گیرد. آن سال‌ها آدم‌هایی بودند که به معنای کلمه استاد تئاتر بودند و اینها در دانشکده‌ها به تربیت و پرورش دانشجویان می‌پرداختند. نمونه آقای شمیم بهار، آقای محمد کوثر، آقای بهرام بیضایی، آقای پرورش و آقای سمندریان. مابقی هم بودند و ما اساتید تئاتری خیلی خوبی داشتیم. برای مثال تربیت بازیگری صرفا بدن و بیان و مبانی بازیگری نبود، آقای شمیم بهار به دانشجویان بازیگری تحلیل تئاتر درس می‌داد. کلاس‌های‌شان آنقدر شلوغ بود که در کلاس جایی باقی نمی‌ماند. خب این ها و این تعالیم مختلف و جانبی باعث می‌شد که بازیگر تربیت بسیار مناسبی داشته باشد و یک بازیگر به معنای کامل بتواند حضور موثری در تئاتر داشته باشد. منظور اینکه معنای استاد در این دو دوره تغیییر کرده است. الان به هر فار‌غ‌التحصیلی که شروع به تدریس کند استاد می گویند. دیگر استاد برجسته‌ای در دانشکده‌های ما تدریس نمی کند. تقریبا فاجعه است که در هر دانشکده تعداد اساتید مناسب موردی باشد یا در مواردی اصلا استاد مناسبی وجود ندارد.

·         من در 15 سالگی و آغاز راه تربیت تئاتر بیشتر توجهم به تئاتر کلاسیک بود. آموزش ما در این زمینه بود. خودم به شخصه دوست داشتم که تئاترهای مدرن را تماشا کنم و سعی می‌کردم هیچ اجرایی را از دست ندهم. اما در تئاترهای کلاسیک بازی می‌کردم برعکس الان که دوست دارم در تئاترهای مدرن بازی کنم و حضور داشته باشم و تئاتر کلاسیک تماشا کنم.

·         من کارم را در سینما در سال 63 با فیلم «شهر موش‌ها» آغاز کردم. ما فکر می‌کردیم سینما می‌تواند فضای مناسبی برای فعالیت‌های ما باشد. همان سال‌ها انقلاب فرهنگی هم رخ داده بود و تئاتر رسما تعطیل بود. من هم بازیگر بودم و هیچ کار دیگری، تاکید می‌کنم هیچ کار دیگری بلد نبودم و می‌خواستم به کارم ادامه دهم. پس ناگزیر بودم که راهم را در سینما پیدا کنم. چند سالی تلاش کردم و تمرین کردم تا به سینما برسم.

·         من تقریبا در هر فیلمی که بازی کردم البته به غیر از یک دوره‌ای که با خشم به من نگاه کردند، همیشه کاندید بازیگری بودم.

·         بعد از فیلم «کلاه قرمزی و پسرخاله»‌به دلایلی که نه برای من جدی بود و نه برای آن‌هایی که این کار را کردند ممنوع‌الفعالیت شدم. فکر می‌کنم قصدشان گوشمالی دادن بود که حواستان باشد خیلی نمی‌توانید پایتان را فراتر بگذارید. خب آن فیلم خیلی محبوب شده بود و فروش خیلی فوق‌العاده‌ای داشت و ما گروهی مورد بی‌مهری واقع شدیم. در نتیجه من به مدت هشت ماه از ایران رفتم. در این مدت در پاریس بودم و به یکی دو جشنواره هم برای فیلم‌هایم دعوت شدم. آن سال‌ها سینمای ایران برای جهان نو بود و تازه و داغ و خب خیلی به فیلم‌هایی که از ایران در جشنواره شرکت می‌کرد توجه نشان می‌دادند و خیلی از جشنواره‌های دنیا هم می‌خواستند که فیلم‌های ایرانی را در سینماهایشان نمایش بدهند. من در آن مدت به ژاپن، سوئد و جاهای دیگری رفتم ولی به هرحال در آن مدت زندگی من در پاریس بود.

·         راستش خیلی هم دوست نداشتم که عنوان کنم چرا خارج از ایران زندگی می کنم. چون محیطی که در آن می‌خواستم به کارم ادامه دهم برایم خیلی قابل احترام و ارزشمند بود. حتی تلاش فراوانی کردم که این تصور پیش نیاید که می‌خواهم حتی پوششم را تغییر دهم. به هر حال من در پاریس بودم و به اختیار خودم بودم. درست که به اجبار به پاریس رفته بودم اما با علاقه خودم زندگی می‌کردم. در آن مدت نه با کسی مصاحبه‌ای کردم و نه حرفی از این ماجراها زدم. تمام تلاشم این بود که این ماجرا تمام شود و من دوباره بتوانم کارم را ادامه دهم.

·         به‌هرحال بعد از هشت ماه برگشتم. بلافاصله آقای تبریزی برای فیلم «مهر مادری» به من پیشنهاد بازی دادند. من در همان دوره از خانه سینما استعفا داده بودم. من در هیات مدیره خانه سینما بودم و آن سال هیات مدیره استعفای دسته جمعی داده بود. البته همه ما و خود من شدیدا به کار صنفی اعتقاد داشتیم. شرایط به گونه‌ای بود که ما مجبور شدیم استعفای دسته جمعی بدهیم. من بعد از بازگشت و دریافت پیشنهاد از آقای تبریزی به خانه سینما رفتم به مدیرعامل وقت خانه سینما که تمایلی به ذکر نامشان ندارم گفتم که من برگشتم و تصمیم دارم که کار کنم. در خانه سینمابه من گفتند که به صلاح سینما نیست که شما کار کنید. من هم گفتم که دلیل گفتن من فقط این بود که اعلام کنم برای من بالاترین مرجع سینمایی و رسیدگی به کارهایم خانه سینماست که پایگاهی صنفی است. من برای اجازه نیامده‌ام و فقط آمده‌ام که بگویم می‌خواهم کارم را دوباره شروع کنم. برایم جای تاسف داشت که چنین جواب شنیدم. چرا به صلاح سینما نبود که من کار کنم؟

·         آقای تبریزی برای این که من بتوانم در «مهر مادری» بازی کنم خیلی تلاش کرد. تقریبا به همه جا سر زد و توانست موافقت حضور مرا کسب کند. البته تقریبا هم مصادف شد با تغییر سیستم سیاسی کشور. دوره ریاست جمهوری آقای رفسنجانی تمام شد و آقای خاتمی رئیس جمهور شد و وزرات ارشاد هم فضایش تغییر کرد. خلاصه اوضاع عوض شد. البته هنوز هم هر تغییری صورت می‌گیرد و در همه دوره‌ها من چوبی خورده‌ام. حالا هنوز بعد از شانزده هفده سال هنوز هم باید پاسخگوی مسائل باشم.

·         من این را به صراحت می‌گویم من هیچ گرایشی به هیچ جریان و هیچ کس ندارم جز حرفه خودم. می‌خواهم این را به شما بگویم که من در هیچ دوره‌ای راحت نبوده‌ام و در هیچ دوره‌ای برایم کار کردن ساده نبوده است. برای هر لحظه و هر کاری که می‌خواهم بکنم باید مشقت زیادی را بکشم و به نوعی مبارزه کنم تا بتوانم کارم را انجام بدهم. هر کاری از طرف من با برخوردهایی خشمگینانه مواجه بوده است. حالا در دوره‌ای این شرایط سخت‌تر است من باید بیشتر خودم و کارم را توضیح بدهم و توجیه کنم و در دوره‌ای کمتر. واقعا از اولین روز ورودم به سینما این مسائل برای من بوده است. کاندید می‌شدم مساله می‌شد، جایزه می‌گرفتم مساله می‌شد. حرف می‌زدم بحران می‌شد و حرف نمی‌زدم مساله‌ای دیگر بود. در اجتماعات شرکت می کردم حرفی پیش می‌آمد و شرکت نمی‌کردم حرفی دیگر می‌زدند. می خواهم بگویم مهم نیست که چه کار می‌کنم مساله این است که به هر جهت هر کاری بخواهم بکنم چوبی در سوراخ زنبورها می‌رود و سر و صدایی بلند می‌شود.

·         من قبول کردم که صلیبم را خودم به دوش بکشم هر روز هم وزنش سنگین‌تر می‌شود اما به دوش دارم.

·         آنها تلاش می‌کنند که من را به مسائل سیاسی سوق دهند و من مدام تلاش می‌کنم که خودم را از این مسائل کنار بکشم. یادم هست در همان دوره ابتدایی که من کارم را در سینما آغاز کردم سانسور زیادی وجود داشت. خیلی چیزها دیگر در سینما وجود نداشت. خب مثلا بی‌اخلاقی‌هایی در سینما ممنوع بود که ما هم آنها را قبول داشتیم. ابتذال و سکس و خشونت ممنوع بود ما هم از این ممنوعیت‌ها خوشحال بودیم و دوست داشتیم که در آن فضا کار کنیم. مسائلی بود که خب خودمان را با آنها تطبیق داده بودیم. خوشحال بودم از اینکه چهره زن می‌بایست ویژگی‌هایی از قبیل وجاهت و انسانیت و زیبایی طبیعی می‌داشت و من از این موارد خوشحال بودم.

·         اما الان رابطه خیلی بد شده است. این زیبایی‌شناسی که در سینما و تلویزیون ما وجود دارد از کجا آمده است؟‌ما آن دوره را ترجیح می‌دهیم. اخلاقیات آن زمان بیش از امرزو است. این شمایل از کجا آمده؟ از تلوزیون‌های ترکیه و عربی؟ این لباس پوشیدن برای ایران است؟

·         به ما می‌گویند شما الگو هستید و پس مدام محدودمان می کنند اما از آن طرف چیزهایی را می‌بینیم که باورمان نمی‌شود. خیلی خوشحال بودم که منع برای چیزهای بد و بی‌اخلاقی ها وجود می‌داشت. برای بی‌انصافی‌ها و بی‌شخصیتی‌ها و بی‌تربیتی‌ها منع وجود داشت .ما خیلی هم خوشحال می‌شدیم. اما این گونه نیست. همین است که فضای سینما به اینجا رسیده است.

·         [من] تا هشتاد دهه دیگر هم می‌مانم (با خنده) خب این به خاطر اعتقاد من به کارم است. با هر جریانی که تغییر می‌کند و هر دهه‌ای که می گذرد که قرار نیست من اعتقادات خودم را تغییر دهم. من فقط تلاش می‌کنم که خودم را به روز نگه‌دارم و با زمان حرکت کنم.

·         هیچ وقت اینطور نبوده که افتخاراتی که کسب کرده ام را مدام با خودم این ور و آن ور ببرم. آنها مدال‌هایی است که با سنجاق از خودم جدا می‌کنم. در نتیجه فکر می‌کنم بودن هر آدمی به رفتارهایش و مقاومت‌هایش برمی‌گردد.

·         در دهه اول که کارم را شروع کردم شرایط بسیار سختی بود برای اینکه یک بازیگر جوانی بیاید و وارد سینما بشود و بماند بدون هیچ وابستگی. حالا امروز هم این شرایط دوباره دارد برای من تکرار می‌شود و تحمل این شرایط بعد از سی سال برای من خیلی سخت‌تر است. نمی‌گویم شرایط سخت‌تر است اما می‌گویم در این شرایطی که من هستم تحمل این مسائل خیلی سخت شده است. اتفاقات برای من واقعا غیرقابل تحمل شده است. من دیگر در وضعیت سابق نیستم. مگرچقدر نیاز هست که خودم را ثابت کنم؟ چطور آنها که من را مورد بازخواست قرار می دهند این زحمت را به خودشان نمی‌دهند که کارنامه کاری من را مرور کنند و ببینند که من چه کارهایی در این سینما کرده‌ام و چه تلاش‌هایی کرده‌ام. بگویند که چه فیلم بدی بازی کرده‌ام یا چه کاری کرده‌ام که علیه جامعه‌ام بوده است. چه رفتار غیراخلاقی در مسائل حرفه‌ای‌‌ام کرده‌ام یا نمادی بوده‌ام برای تخریب حرفه‌ام؟ خب اینها را باید به من پاسخ بدهند.

·         من از اولین کسانی بودم که پافشاری کردم که هنرپیشه حتما باید صدا و بدنش صحیح باشد تا بازیگر شود و هنرپیشه باید با صدای خودش در فیلم حرف بزند و این بعد از مدتی تبدیل به قانونی در سینمای ایران شد و خیلی از مسائل دیگر که گفتنش الان ضرورتی ندارد.

----------------------

منبع : ماهنام تجربه

حواشي هاي ورزش ایران و رفتار امثال فیروز کریمی دستمایه ساخت یک فیلم

حواشي هاي ورزش به عنوان سوژه هاي متناسب به نوع ذائقه مخاطبان با برخوداري از ساختاري به روز، از جاذبه فراواني براي جذب مخاطب و رونق گيشه سينما برخودار هستند.

مهدي برگه نيل تهيه كننده سينما به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: پرداختن به سوژه هاي روز در حوزه ساخت فيلم با وجود ذائقه هاي متفاوت مخاطبان راه احيا اين صنعت محسوب مي‌شود.

وي افزود: در شرايط فعلي اكران فيلم ها در سينماهاي كشور گردش خاصي دارد و توليداتي با مخاطبان خاص بيرون گود نمايش در سينماها و عرضه به مخاطبان قرار دارند.

اين تهيه كننده سينما تصريح كرد: يكي از مهمترين سوژه هاي كه درحال حاضر مي‌تواند جاذبه زيادي براي گرايش مخاطبان به سمت اين صنعت داشته باشد، ورزش و حواشي هاي حاكم بر آن است.

برگه نيل اضافه كرد: هم اكنون در حال توليد فيلم مستند "آقاي خاص" با محتواي رونمايي از شيوه زندگي و به خصوص فعاليت هاي ورزشي فيروز كريمي در رشته فوتبال به كارگرداني جواد مزدآبادي هستيم.

اين تهيه كننده سينما ادامه داد: حواشي موجود در بدنه ورزش كشور و گفتار طنز گونه فيروز كريمي در اكثر مصاحبه هاي وي پايه هاي محتوايي اين فيلم را تقويت مي‌كند.

برگه نيل ابراز داشت: چهره هاي مطرح سينما و تلويزيون در اين فيلم براي افزايش جذابيت ساختار كمي و كيفي "آقاي خاص" مثل پژمان بازغي، بهنوش بختياري و سايرين به نقش آفريني پرداخته اند.

اين تهيه كننده سينما بيان كرد: براي عرضه اين فيلم به مخاطبان راه هاي مختلفي مانند پخش آن از طريق رسانه هاي مختلف و جشنواره هاي ورزشي را مد نظر داريم.

برگه نيل تاكيد كرد: ما در كشور سوژه هاي متنوعي داريم كه با تبديل به فيلم در امر جذب مخاطب موفق خواهند بود، اما سطحي نگري حاكم بر عرصه فيلم سازي كشور بايد كاملا برطرف شود.

اين تهيه كننده سينما گفت: سينماي مستند ابزار رونمايي از موقعيت خاص جغرافيايي و فرهنگي غني ايراني و اسلامي است و نبايد در حوزه هاي نمايش، توليد و توزيع به مخاطبان از ساختاري محدود بررخودار باشد.

برگه نيل اظهار داشت: تبليغات مستندهاي داخلي بايد نسبت به توليدات مستندخارجي گسترده تر انجام شود.

-------------------------------

منبع : باشگاه خبرنگاران جوان

غاز مذاکرات «تیم برتون» با کمپانی فاکس برای ساخت فیلم جدیدش + خلاصه داستان


----------------------------------------------------------------------------------------------
«تیم برتون» برای ساخت فیلم جدیدش تحت عنوان «خانه خانم پرگرین برای بچه‌های خاص» با کمپانی «فوکس قرن بیستم» وارد مذاکره شد.

«تیم برتون»، کارگردان فیلم‌های «آلیس در سرزمین عجایب» و «ادوارد دست قیچی»، هم‌اکنون در حال مذاکره با کمپان...ی «فوکس قرن بیستم» است تا در صورت توافق کارگردانی فیلم «خانه خانم پرگرین برای بچه‌های خاص» را به عهده بگیرد.

این فیلم داستان پسر بچه ۱۶ ساله‌ای به نام «ژاکوب» است که در تلاش برای یافتن یتیم‌خانه‌ای اسرار‌آمیز و قدیمی است که بچه‌هایی با توانایی‌های عجیب و غریب و اغلب خطرناک در آنجا زندگی می‌کرده‌اند و زمانیکه این یتیم‌خانه را پیدا می‌کند، در می‌یابد که این بچه‌ها هنوز زنده‌اند و در جای دیگری در حال زندگی هستند.

به گزارش مووی وب، در صورتی که «تیم برتون» این قرارداد امضاء کند، اولین وظیفه‌اش یافتن نویسنده‌ای است که بتواند رمان «خانه خانم پرگرین برای بچه‌های خاص» را تبدیل به فیلمنامه کند.

تهیه‌کنندگی این پروژه سینمایی را «پیتر چرنین» با همکاری «دیلان کلارک» و «جنو تاپینگ» به عهده دارد.

بنا براین گزارش، هنوز تاریخ تولیدی برای فیلم «خانه خانم پرگرین» عنوان نشده ولی این فیلم قرار است در زمانی معلوم در طول سال ۲۰۱۳ میلادی به نمایش درآید.

«كتايون شهابي» و «مهران زينت‌بخش» مستندسازان دستگیر شده ایرانی، آزاد شدند

تايون شهابي و مهران زينت‌بخش دو مستندسازي كه شهريورماه امسال بازداشت شده بودند، آزاد شدند.

كتايون شهابي و مهران زينت‌بخش دو نفر از مستندسازاني كه چندي پيش به اتهام همكاري با تلويزيون بي‌بي‌سي دستگير شده بودند، با توديع وثيقه عصر روز چهارشنبه 18 آبان (امروز) از زندان اوين آزاد شدند.

عطاءالله حياتي، همسر كتايون شهابي در گفت‌و‌گو با خبرنگار حقوقي ايسنا اين خبر را تاييد كرده است.

بر اساس اين گزارش، پيش از اين ناصر صفاريان و محسن شهنازدار دو مستندساز ديگر هر كدام با توديع وثيقه200 ميليون توماني در 17 مهرماه آزاد شده بودند.

«هادي آفريده» نيز در طي هفته‌هاي گذشته آزاد شده بود.

گزارش جالب نشریه سینمایی ورايتي از اسكار غيرانگليسي 2012

نامزدهاي جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي امسال اكثرا با موضوعاتي چون جنگ‌، درگيري‌، سركوب و فساد وارد اين رقابت شده‌اند.

نشريه سينمايي ورايتي در گزارشي درباره بخش غيرانگليسي جوايز اسكار2012 نوشت: اين بخش جوايز اسكار امسال شاهد رقابت 63 فيلم از كشورهاي جهان است كه موضوعاتي چون جنگ‌، سركوب و فساد حرف اول را در طبقه‌بندي آنها مي‌زند.

برخلاف سال‌هاي گذشته كه انتقام و تاوان موضوع اصلي فيلم‌هاي نامزد اسكار خارجي بودند،؛ آثاري چون «والتز با بشير» «در دنياي بهتر»‌، «ربان سفيد» و «بئوفورت‌» نمونه‌هايي از فيلم‌هاي برنده اسكار خارجي هستند كه به جنگ و انتقام پرداخته‌اند.

اعضاي آكادمي اسكار امسال براي انتخاب نامزدهاي نهايي بهترين فيلم غيرانگليسي بايد صبوري بيشتري داشته باشند. حضور فيلم چهار ساعت‌ونيم «داستان صديق؛ نگهبانان رنگين كمان» از تايوان كه مقاومت مردم بومي تايوان در مقابل نيروهاي پادشاهي ژاپن را به تصوير كشيده است يا فيلم دو ساعت‌ونيم «گل‌هاي جنگ» ساخته ژانگ ييمو از چين كه موضوعي جنگي دارد از جمله فيلم‌هايي هستند كه آكادمي اسكار را بي‌حوصله خواهد كرد.

ورايتي در ادامه نوشت: اما همه فيلم‌هاي امسال نامزد اسكار خارجي امسال جدي و طاقت‌فرسا نيستند و مي‌توان به نمونه‌هايي كه انسان را به تفكر وامي‌دارد و الهام‌بخش هستند اشاره كرد. براي مثال‌، فيلم «Le Havre» ساخته آكي كوريسماكي از فنلاند يك داستان فانتزي 90 دقيقه‌اي است كه درباره جوان پناهنده آفريقايي است كه تحت حمايت يك واكسي فرانسوي درمي‌آيد و از درونمايه سياسي برخوردار است و البته سخاوت روح و انسانيت را نيز متجلي ساخته است.

نمونه ديگر فيلم «اعلان جنگ» از فرانسه است كه داستان زوج جواني را نشان مي‌دهد كه به بيماري كشنده‌اي مبتلا هستند و نوزاد پسر آنها نيز از آن رنج مي‌برد.

امسال نامزدهاي جايزه اسكار خارجي از هر ژانري حضور دارند. «خانم بالا» از مكزيك كه يك نقد تند اجتماعي درباره قاچاق مواد مخدر است يا «جدايي نادر از سيمين» از ايران كه بي‌شباهت به ملودرام‌هاي هاليوودي نيست و طرفداران آثار برنده اسكار مانند «كرامرعليه كرامر» يا «برخورد» با آن آشنا هستند.

بخش غيرانگليسي جوايز اسكار يكي از جذاب‌ترين شاخه‌هاي جوايز اسكار است و فيلم‌هاي بلندي كه خارج از آمريكا توليد شده باشند و ديالوگ‌هاي به‌كاررفته در آن‌ها عمدتا غيرانگليسي باشد، مجاز به رقابت در آن هستند.

امسال كشور نيوزلند براي اولين‌بار در اين بخش از جوايز اسكار حضور يافته است. از سوي ديگر، دو فيلم تحسين ‌شده‌ سينماي جهان شامل «پوستي كه در آن زندگي مي‌كنم» به كارگرداني پدرو آلمادوار از اسپانيا و «ما يك پاپ داريم» ساخته ناني مورتي از ايتاليا از راهيابي به جمع نامزدهاي اوليه‌ جوايز اسكار 2012 بازماندند.

زماني ‌كه اولين مراسم اعطاي جوايز اسكار در 16 مي 1929 براي تقدير از بهترين فيلم‌هاي سال 1927 برگزار شد، بخش جداگانه‌اي براي فيلم‌هاي غيرانگليسي تعريف نشده بود. اگرچه آكادمي اسكار بين سال‌هاي 1947 تا 1955 جوائز افتخاري به بهترين فيلم‌هاي غيرانگليسي ساخته‌شده در خارج از آمريكا اعطا مي‌كرد،‌ اما اين جوايز مبناي قابل قبولي نداشتند.

براي مثال در سال 1953 اين بخش از جوايز اصلا برگزار نشد و حتي در آن سال‌ها هيچ رقابتي در اين بخش وجود نداشت؛ چراكه درواقع هيچ نامزدي معرفي نمي‌شد و تنها يك فيلم به‌عنوان اثر برتر انتخاب مي‌شد. از سال 1956 در بيست‌ونهمين مراسم سالانه جوايز اسكار بود كه بخش بهترين فيلم غيرانگليسي رسما راه‌اندازي شد و تا به امسال هردوره برگزار مي‌شود. برخلاف ديگر بخش‌هاي جوايز اسكار، بهترين فيلم غيرانگليسي منحصرا به يك فرد تعلق نمي‌گيرد؛ گرچه كارگردان فيلم جايزه را دريافت مي‌كند، اما اين جايزه‌اي است براي كل كشور معرفي‌كننده آن فيلم.

در سال‌هاي برگزاري اين جايزه، فيلم‌هاي محصول كشورهاي اروپايي يكه‌تاز بي‌رقيب اين عرصه بوده‌اند؛ به طوري ‌كه از 62 جايزه بهترين فيلم غيرانگليسي اسكار تا به امروز، 51 جايزه نصيب فيلم‌هاي اروپايي شده است و سهم كشورهاي آسيايي تنها پنج جايزه، كشورهاي آفريقايي3 جايزه و كشورهاي قاره آمريكا نيز 3 جايزه اسكار بوده است.

يكي از انتقاداتي كه هميشه به آكادمي اسكار در برگزاري اين بخش وارد مي‌شود، محدود بودن كشورها در معرفي تنها يك فيلم است. قانون آكادمي اسكار مي‌گويد «هر كشور، يك فيلم» و اين قانون اگرچه فرصت برابري براي همه كشورها در اين رقابت ايجاد مي‌كند، اما ازسوي ديگر موجب مي‌شود تا كشورهايي چون ايتاليا، آلمان يا فرانسه كه از سينماي پويا و قدرتمندي بهره مي‌برند، مجبور به ناديده گرفتن برخي فيلم‌هاي مطرح خود شوند.

ديگر محدوديتي كه قانون اين بخش ايجاد مي‌كند، گريبان كمپاني‌هاي سازنده آن را مي‌گيرد. در برخي موارد چندين كشور مشتركا اقدام به ساخت يك فيلم مي‌كنند و از آنجايي كه هيچ‌ يك نمي‌توانند منحصرا آن را متعلق به خود بدانند، در نتيجه آن فيلم به رغم شايستگي از حضور در رقابت اسكار بازمي‌ماند؛ نمونه بارز آن «خاطرات دوچرخه» (2004) محصول مشترك چند كشور بود كه نتوانست از سوي هيچيك از سازندگان به اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي معرفي شود. هرچند اين فيلم جايزه اسكار بهترين موسيقي را كسب كرد و در جشنواره‌هاي متعدد تحسين شد.

همان ‌طور كه در ابتداي مطلب گفته شد، كشورهاي اروپايي بيشترين سهم را در جوايز اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي اسكار داشته‌اند كه در اين ميان فيلم‌هاي ايتاليايي بيشترين جايزه را نصيب خود كرده‌اند. ايتاليا مجموعا 13بار موفق به كسب جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي شده و در مجموع 27 بار نامزد اين جايزه بوده است. فرانسه با 12بار كسب اين جايزه در مكان دوم قرار دارد. اين در حاليست كه فيلم‌هاي توليد اسپانيا با اختلافي چشم‌گير يعني 4 جايزه اسكار در رتبه سوم مشتركا با ژاپن قرار گرفته است. چهار كشور سوئد، شوروي سابق، هلند و چك‌واسلواكي سابق هركدام سه‌بار اين جايزه معتبر را كسب كرده‌اند. دانمارك، آلمان، آرژانتين و سوئد نيز با كسب دو جايزه بهترين فيلم غيرانگليسي در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند. 11 كشور ازجمله تايوان هركدام يك‌بار اين تجربه شيرين را داشته‌اند.

از ميان تمامي كارگرداناني كه كسب جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي را تجربه كرده‌اند، «فدريكو فليني»، كارگردان بلندآوازه سينماي ايتاليا متمايزتر است. وي در مقام كارگردان توانست چهار بار اين جايزه معتبر را كسب كند و از اين حيث همچنان ركورددار است. «فليني» در سال‌هاي 1956 براي «جاده»، 1957 براي «شب‌هاي كابيريا»، 1963 براي «هشت‌ونيم» و در سال 1974 براي «آماركورد» چهار اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي را براي سينماي ايتاليا به‌ همراه آورد.

كلينت ايست‌وود: در 81 سالگي به قله زندگي‌ رسيده‌ام، اما از گذشته بهترم

«كلينت ايست‌وود»، بازيگر و كارگردان صاحب‌نام سينما آمريكا معتقد است اكنون به قله زندگي‌اش رسيده است.

«كلينت ايست‌وود» 81 ساله كه بطور متوسط هر سال يك فيلم ساخته است، در آخرين دستاورد سينمايي‌اش فيلم حماسي «جي.ادگار» را با نقش‌آفريني «لئوناردو دي‌كاپريو» كارگرداني كرده است.

ايست‌وود با اشاره به اينكه در اين سن خيلي بهتر از افراد ديگر مي‌تواند كارهاي مفيد و موثر انجام دهد گفت: «بالا رفتن سن تا اكنون تاثير منفي بر روي كار من نداشته است. ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه شرايط برعكس است و در سن بالا بهتر مي‌توان مفيد بود. در زندگي قله‌هاي مشخصي در دوران‌هاي سني وجود دارد و قله زندگي من اكنون در سن 81 سالگي است. من بهتر از گذشته مي‌توانم كار كنم و موفق باشم.»

دي كاپريو كه سه‌بار نامزد اسكار بازيگري شده است درباره اولين همكاري‌اش با برنده چهار جايزه اسكار كارگرداني گفت: «اگر از بيرون بخواهيم نگاه كنيم، واقعا عملكرد ايست‌وود شگفت‌انگيز است. اگر او كارگرداني نكند، در فيلم بازي مي‌كند و در غير اين صورت موسيقي آن فيلم را مي‌سازد.»

ايست‌وود طي دو دهه اخير در يك سرعت متوسط در عالم سينما فعال بوده و از سال 1990 تاكنون 19 فيلم كارگرداني كرده است. وي در اين‌باره مي‌گويد: «به عقيده من اگر انسان مشغله زياد داشته باشد بسيار خوب است. انسان هميشه به استقبال بازنشستگي رفته‌ است و در اروپا سن بازنشستگي به 37 سال رسيده است. اما همه‌چيز بستگي به آمادگي ذهني دارد و اگر ذهن شما خوب باشد، بدن شما همچنان جواب خواهد داد.»

«كلينت ايست وود» متولد 31 مي 1930 در سانفرانسيسكو، از بزرگترين بازيگران و كارگردانان سينماي جهان و خالق آثار معروفي چون «نامه‌هايي از ايووجيما»، «پرچم‌هاي پدران ما»، «عزيز ميليون دلاري» و «نابخشوده» است.

وي در ابتدا بين سال‌هاي 1955 تا 1977 تنها به‌عنوان بازيگر در فيلم‌ها بازي مي‌كرد. مهم‌ترين نقش‌هاي او نقش کابوي بدون نام سه‌گانه «سرجو لئونه» و نقش هري در سري فيلم‌هاي «هري کثيف» است.

«ايست‌وود» در سمت کارگرداني فيلم‌هاي فوق‌العاده‌اي ساخته است که هريك بيانگر حقايقي تلخ از دنياي پيرامون است. فيلم «نابخشوده» (1992) براي او اسکار بهترين فيلم و بهترين کارگرداني را به ارمغان آورد.

وي بعد از آن چند فيلم جنايي ديگر ساخت که در مقايسه با «نابخشوده» البته فيلم‌هاي ضعيفي بودند. تا اينکه در سال 2003 «رودخانه مرموز»را ساخت که در آن بازيگراني چون «شون پن» و «تيم رابينز» حضور داشتند و جوايزي ازجمله اسکار نيز براي اين فيلم مهم دريافت کرده‌اند. خود او نيز نامزد بهترين کارگرداني شد.

وي سال بعد از آن فيلم تاثيرگذار «عزيز ميليون دلاري» را كارگرداني كرد و براي دومين‌بار اسکار بهترين کارگرداني و فيلم را کسب کرد.

در سال 2006 دوگانه جنگي درباره جنگ جهاني دوم بين آمريکا و ژاپن با نام‌هاي «پرچم‌هاي پدران ما» و «نامه‌هايي از ايووجيما» را ساخت که هردو از سوي بسياري از منتقدين بهترين فيلم‌هاي سال معرفي شدند.

«نامه‌هايي از ايووجيما» توانست در جوايز اسکار نامزد چهار جايزه ازجمله بهترين فيلم و کارگرداني شود، هرچند که در مقابل فيلم «مردگان» مارتين اسکورسيزي رقابت را واگذار كرد.

«ايست‌وود» در سال 2008 دو فيلم مهم ديگر ساخت. «بچه عوضي» با بازي آنجلينا جولي که براي بازي در اين فيلم نامزد جايزه اسکار شد و ديگري «گران تورينو» بود که براي آن جايزه دستاورد يک عمر سينمايي را گرفت.

ايست‌وود برنده‌ چهار جايزه اسكار، نخل طلاي افتخاري كن، دو جايزه سزار فرانسه، چهار جايزه گلدن گلوب و شير طلاي افتخاري ونيز است كه سال گذشته بالاترين نشان هنري فرانسه را دريافت كرد.

بهترين كارگردانان تاريخ سينماي اروپا

«آلفرد هيچكاك»، فيلم‌ساز نابغه سينماي انگليس به‌عنوان بهترين كارگردان سينماي قاره اروپا شناخته شد.

وب‌سايت سينمايي IMDB در گزارشي فهرست بهترين كارگردانان تاريخ سينماي اروپا را منتشر كرد كه با وجود حضور بسياري از بزرگان هنر هفتم، چهره‌هاي شناخته‌شده متعددي از قلم افتاده‌اند.

آلفرد هيچكاك؛ چهره افسانه‌اي سينماي تعليق؛

وي پيشگام تكنيك‌هاي بديع در ژانرهاي تريلر رواني و تعليق بود كه طي شش دهه فعاليت سينمايي، بيش از 50 فيلم بلند را كارگرداني كرد. وي شهرت خود را به‌واسطه‌ تبحر مثال‌زدني‌اش در به‌كارگيري عناصر دلهر، ترس و تعليق به‌دست آورد، چنان‌كه از او به‌عنوان «استاد تعليق» نام برده مي‌شود.

«چارلي چاپلين»، اسطور‌ه‌ بي‌بديل دنياي كمدي؛

وي 65 سال از عمرش را وقف سينما و دنياي سرگرمي كرد كه شروع آن از تالار ويکتوريا انگلستان به‌عنوان پسربچه‌اي پنج ساله آغاز شد و تا سن 88 سالگي ادامه داشت. تكنيك‌هاي خاص فيلم‌سازي «چارلي چاپلين» تا زمان حيات او براي همه ناشناخته باقي ماند و هرگز درباره آن‌ها صحبتي نمي‌كرد. پيش از ورود به عصر فيلم‌هاي ناطق، «چاپلين» در سال 1931

«روشنايي‌هاي شهر» و در سال 1936 نيز «عصر جديد» را ساخت كه به‌راستي از ماندگارترين آثار او هستند. فيلم‌هاي ناطق و همراه‌با ديالوگ «چارلي چاپلين» با شاهكار معروف‌اش، «ديكتاتور بزرگ» در سال 1940 آغاز شد. از مهم‌ترين آثار او مي‌توان از «ولگرد»،‌ «شغل»، «بانک»، «مامور آتش‌نشاني»، «خيابان آرام»، «زندگي سگي»، «دوش‌فنگ» و «زائر» نام برد.

«اينگمار برگمن»، كارگردان نابغه سينماي سوئد؛

وي از چهره‌هاي برجسته تاريخ سينماي جهان بود كه در طول شش دهه فعاليت هنري، ‌9 بار نامزد جايزه اسكار شده بود، در توصيف شرايط زندگي انساني از مايه‌هاي كمدي، اميد، ياس و نااميدي بهره مي‌گرفت. برگمن در طول سال‌ها فعاليت سينمايي در مجموع ‌62 فيلم ساخت كه فيلم‌نامه بسياري از آنان را نيز خودش نوشته بود و علاوه‌ برآن كارگرداني ‌170 نمايش تئاتر از او يك چهره درخشان در عرصه اين هنر نمايشي ساخته بود. «برگمن» در دسامبر ‌2003 از دنياي فيلم‌ كناره گرفت و روز سي‌ام جولاي ‌2007 در سن ‌89 سالگي در «فارو» درگذشت؛ در همان روز كه «ميكلانجلو آنتونيوني»، كارگرداني فقيد سينماي ايتاليا درگذشت. «مهر هفتم»، «چشمه باكرگي»، «فريادها و نجواها» «توت‌فرنگي‌هاي وحشي» و «فاني و الكساندر» از معروف‌ترين ساخته‌هاي او هستند.

«آندري تاركوفسكي»، بهترين كارگردان تاريخ سينماي روسيه؛

تاركوفسكي به‌غير از دو فيلم آخرش، تمامي آثارش را در روسيه ساخت كه اكثرا مضامين متافيزيك و در رابطه با مسيحيت هستند. نخستين فيلم بلندش را در سال 1962 باعنوان «كودكي ايوان» ساخت. «تاركوفسكي» با اين فيلم به شهرت جهاني رسيد و 15 جايزه از جمله شير طلاي «ونيز» را كسب كرد. وي اگرچه تنها هفت فيلم بلند ساخت، اما كارنامه سينمايي‌اش سرشار از جوايز و افتخارات سينمايي است كه كسب 9 جايزه از جشنواره كن، جايزه بافتا بهترين فيلم خارجي و شير طلاي ونيز تنها بخشي از كارنامه اوست. «زندگي آندري روبلف»، «سولاريس»، «استاكر»، «نوستالژيا» و «آينه» معروفترين ساخته‌هاي او هستند.

«بيلي وايلر»، از ركوردداران نامزدي جايزه اسكار؛

كارگردان، تهيه‌كننده و فيلم‌نامه‌نويس صاحب‌نام سينماي آمريكا شش‌بار موفق به كسب اسكار و 15بار نامزد اين جايزه بود و از اين لحاظ يكي از ركورداران تاريخ سينماست. وي پس از اولين تجربه كارگرداني‌اش «بزرگ‌تر و كوچك‌تر»، شهرت جهاني خود را با ساخت فيلم «غرامت مضاعف» در سال 1944 رقم زد كه نامزدي بهترين كارگرداني و بهترين فيلم‌نامه اسكار را براي او به‌همراه آورد. دو سال بعد، «وايلدر» با فيلم «تعطيلات ازدست‌رفته» توانست سرانجام جايزه اسكار بهترين كارگرداني و بهترين فيلم‌نامه را به‌دست آورد. اين كارگردان و فيلم‌نامه‌نويس سرشناس در سال 1951 با فيلم «سان‌ست بلوار» اسكار بهترين فيلم‌نامه را گرفت، اما در كسب اسكار بهترين كارگرداني اين فيلم ناكام ماند. وي با فيلم «آپارتمان» سه اسكار بهترين فيلم‌نامه، بهترين فيلم و بهترين كارگرداني را گرفت و با فيلم «بعضي‌ها داغش رو دوست دارند» نامزد اسكار بهترين كارگرداني و بهترين فيلم‌نامه شد.

«ميكل آنجلو آنتونيوني»، بنيان‌گذار سينماي مدرن ايتاليا؛

وي اولين فعاليت‌هاي سينمايي خود را در سال 1942 رقم زد كه با همكاري روبرتو روسليني، فيلم‌نامه‌ «بازگشت خلبان» را نوشت و پس از آن به‌عنوان دستيار كارگردان «انريكو فولچينوني» مشغول به‌كار شد. اولين موفقيت بين‌المللي اين كارگردان بزرگ در سال 1960 با فيلم «ماجرا» رقم خورد كه در جشنواره‌ كن با استقبال همراه شد. او موفقيت‌هاي جهاني‌اش را با «شب» (1961) و «كسوف» (1962) ادامه داد. اولين فيلم رنگي بنيان‌گذار سينماي مدرن ايتاليا در سال 1964 با «صحراي سرخ» ساخته شد. محتواي فيلم‌هاي آنتونيوني را اغلب اضطراب، ترديد و نگراني‌هاي بشر امروز و عدم توانايي او در برقراري ارتباط معنوي با ديگران است. نكته‌ بارز در فيلم‌هاي او، سكوت‌ها و خلاء‌هاي زياد است. «نقطه زابريسكي»،

«مسافر»، «آگرانديسمان» و «كسوف» معروفترين ‌آثار او هستند.

«فدريكو فليني»، كارگردان افسانه‌اي سينماي ايتاليا؛

وي از بزرگ‌ترين و مستعد‌ترين فيلم‌سازان دنياي سينما بود كه با فيلم‌هاي «جاده»، «هشت‌ونيم» و «زندگي شيرين» به اوج شهرت جهاني رسيد. در ميان تمامي كارگرداناني كه كسب اسكار را تجربه كرده‌اند، «فدريكو فليني» توانست چهاربار جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي را كسب كند و از اين حيث همچنان ركورددار است. فليني در سال‌هاي 1956 براي «جاده»، 1957 براي «شب‌هاي كابيريا»، 1963 براي «هشت‌ونيم» و در سال 1974 براي «آماركورد» چهار اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي را براي سينماي ايتاليا به‌همراه آورد. در آغاز دهه‌ي 60 فليني دو شاهکار سينمايي خود «زندگي شيرين» و «هشت‌ونيم» را خلق كرد. «زندگي شيرين» محصول 1960 نامزدي اسكار بهترين فيلم‌نامه و كارگرداني را براي فليني به‌همراه آورد و در جشنواره كن موفق به دريافت جايزه نخل طلا شد. اين فيلم سه ساعته چشم‌انداز وسيعي از زندگي جامعه ايتاليايي را از ديد يک روزنامه‌نگار نشان مي‌دهد‌. شاهکار ارزنده و تحسين‌برانگيز فليني در سال 1963 به سينماي جهان معرفي شد. «هشت‌ونيم» كه نامزد جايزه اسكار بهترين كارگرداني و بهترين فيلم‌نامه شد، شاخص‌ترين اثر كارنامه سينمايي فليني محسوب مي‌شود.

«لارس فون ترير»، كارگردان دانماركي برنده نخل طلا؛

«فون ترير» را به‌عنوان محرک اصلي و احياکننده صنعت فيلم‌سازي دانمارک مي‌شناسند که تاثير بسزايي در پيدايش نسل نو کارگردانان دانمارک و سراسر جهان داشته ‌است. اهميت فيلم‌هاي او تنها به‌خاطر نقش محوري در شکل‌گيري "پيمان دگما 95" نيست، بلكه فيلم‌هاي او ازنظر موضوعي دامنه‌ بسيار وسيعي دارند و از آونگارد تا بازسازي کلاسيک‌هاي را شامل مي‌شوند. در سال 1983 «فون ترير» تصميم به ساخت سه‌گانه‌اي درباره اروپا گرفت كه در آنها آسيب‌هاي رواني اروپاي آينده به تصويركشيده شده است. اولين قسمت از اين تريلوژي فيلمي بانام «عنصر جنايت» بود که در سال 1984 ساخته شد. «رقصنده در تاريکي»، «شکستن امواج»، «داگ ويل»، «ضدمسيح»، «ماليخوليا» و «اروپا» از آثار سرشناس او هستند.

«رومن پولانسكي»، كارگردان لهستاني برنده اسكار و نخل طلا؛

وي دوران كودكي‌اش را در بحبوحه جنگ جهاني دوم گذراند و در هشت سالگي آلمان‌ها والدين‌اش را به بازداشتگاه‌هاي مرگ فرستادند. وي در دهه 50 وارد عرصه بازيگري شد و در فيلم «يك نسل» (1954) به كارگرداني «آندره وايدا» بازي كرد و وي اولين فيلم بلند خود را در سال 1962 بانام «چاقو در آب» ساخت. سال 2002 بود كه پولانسكي شاهكار سينمايي‌اش را به جهانيان معرفي كرد؛ «پيانيست»، فيلمي درباره‌ جنايت‌ نازي‌ها در جنگ‌جهاني دوم كه هميشه او را آزار مي‌داد. اين فيلم آميزه‌اي از خاطرات پولانسكي و رمان «مرگ يك شهر» نوشته‌ي «ولاديسلاو اشپيلمن» بود كه آكادمي اسكار را مجبور كرد، سرانجام جايزه‌ بهترين كارگرداني سال 2002 را به او بدهد، هرچند خود او در مراسم حاضر نبود و «هريسون فورد» آن را دريافت كرد. «پيانيست» جايزه‌ نخل طلاي كن را گرفت و در جوايز «سزار» فرانسه، جايزه‌ بهترين فيلم و بهترين كارگرداني را نيز كسب كرد.

در رتبه هاي بعدي فهرست بهترين كارگردانان تاريخ سينماي اروپا كه شامل فيلم‌سازان غيراروپايي فعال در قاره سبز نيز مي‌شود مي‌توان از «ميشل هانكه»، «نوري بيلگه جيلان»، «كريستوف كيشلوفسكي»، «سرجيو لئونه»، «فريتز لانگ»، «ديويد لين»، «اليا كازان»، «ژان لوك گدار»، «تئو ‌آنجلوپلوس»، «امير كاستاريكا»، «فاتح آكين»، «لوك بسون» و «پدرو‌ آلمادوار» نام برد.

«آلفرد هيچكاك» كه در اين فهرست در رتبه اول قرار دارد، متولد سيزدهم اوت 1899 در لندن بود كه روز 29 آوريل 1980 در سن 81 سالگي درگذشت.

«هيچكاك» پس از يك دوره‌ موفق فيلم‌سازي در زادگاهش انگلستان كه هم فيلم‌هاي صامت و هم فيلم‌هاي صدادار را شامل مي‌شد، به هاليوود پيوست و در سال 1956 با حفظ مليت انگليسي، شهروندي آمريكا را پذيرفت.

او طي شش دهه فعاليت سينمايي، كه از عصر فيلم‌هاي صامت تا فيلم‌هاي همراه با ديالوگ‌ و فيلم‌هاي رنگي را شامل مي‌شد، بيش از 50 فيلم بلند را كارگرداني كرد. از او هنوز به‌عنوان يكي از برترين كارگردانان تاريخ سينما ياد مي‌شود.

«هيچكاك» شهرت خود را به‌واسطه‌ تبحر مثال‌زدني‌اش در به‌كارگيري عناصر دلهره، ترس و تعليق به‌ دست آورد، چنان‌كه از او به‌ عنوان «استاد تعليق» نام برده مي‌شود.

اين كارگردان برجسته، اولين فيلم خود را در سال 1922 در انگليس با نام «شماره 13» آغاز كرد كه البته نيمه ‌تمام ماند. وي از سال 1939 عمدتا در آمريكا آثار خود را توليد و عرضه مي‌كرد. در سال 1925 «مايكل بالكون» از شركت فيلم‌سازي «گينزبورو پيكچرز» اين فرصت را به «هيچكاك‌» جوان داد تا اولين فيلم بلند خود را با عنوان «باغ تفرجگاه» در آلمان بسازد.

«هيچكاك» اولين تجربه‌ ساخت فيلم‌هاي دلهره‌آور را با فيلم «مستاجر» به‌ دست آورد. اكران اين فيلم در انگلستان در سال 1927 با موفقيت چشمگير و استقبال بي‌نظيري از سوي مردم و منتقدين همراه شد. همچون ديگر فيلم‌هاي نخستين «هيچكاك»، اين فيلم نيز از تكنيك‌هاي اكسپرسيونيست تاثير پذيرفته بود كه او آنها را مستقيما در آلمان فرا گرفته بود.

در سال 1929«هيچكاك» تصميم گرفت دهمين فيلم خود را با نام «حق‌السكوت» بسازد و درحالي كه هنوز در مرحله توليد بود، استوديوي سازنده آن تصميم گرفت تا آن را به اولين فيلم همراه با ديالوگ سينماي انگليس بدل سازد.

پس از ساخت فيلم‌هايي چون «مردي كه زياد مي‌دانست»(1934) و «39 پله»(1935)، هيچكاك روند موفقيت‌هاي خود را با ساخت فيلم «خانم ناپديد مي‌شود» ادامه داد. «عقاب كوهستان»(1926)، «حلقه»(1927)، «همسر دهقان» (1928)، «قتل»(1930)، «ماري» (1931)، «غريب و غني» (1931) و «مامور مخفي» (1936) ديگر ساخته‌هاي هيچكاك در اين سال‌ها بودند.

وي در اوج موفقيت و شهرت به هاليوود پيوست و اولين فيلم آمريكايي‌اش را در سال 1940 با نام «ربكا» ساخت؛ هرچند داستان اين فيلم در انگليس و اقتباس از رماني نوشته‌ نويسنده‌ انگليسي «دافنه دو مورير» اتفاق مي‌افتد.

«خبرنگار خارجي» دومين فيلم آمريكايي «هيچكاك» بود كه در قالب ژانر تريلر، داستان آن در اروپا اتفاق مي‌افتاد كه البته توانست در سال 1940 نامزد جايزه اسكار بهترين فيلم شود. اين فيلم در اولين سال وقوع جنگ اول جهاني ساخته شد و الهام گرفته از رويدادهاي در حال تغيير در اروپا بود.

فيلم‌هاي هيچكاك در دهه‌ 40 بسيار متنوع بودند؛ از اثر كمدي رمانتيك «آقا و خانم اسميت»(1941) تا درام دادگاهي «پرونده‌ بهشت» (1947) و اثر تاريك «سايه يك شك» (1943). در سال 1941 «هيچكاك» براي اولين‌بار در سمت تهيه‌كننده و كارگردان فيلم، «سوءظن» را ساخت. اين فيلم جايزه‌ اسكار بهترين بازيگر زن و جايزه‌ انجمن منتقدان فيلم نيويورك را براي «خوان فونتاين»، بازيگر آن به‌همراه آورد.

«هيچكاك» يك سال بعد فيلم «خرابكار» را براي كمپاني «يونيورسال» ساخت و در سال 1944 فيلم «قايق نجات» را براساس رماني از «جان اشتاين بك» براي كمپاني «روباه قرن بيستم» ساخت. اين فيلم از آنجايي‌كه سكانس‌هايش تنها در يك قايق گرفته شده‌اند، محدودترين فيلم اين كارگردان محسوب مي‌شود.

اين كارگردان انگليسي پس از آن براي ديدار از زادگاهش به انگلستان بازگشت و در اين حين دو فيلم كوتاه فرانسوي‌زبان براي وزارت اطلاعات انگليس ساخت. پس از بازگشت به آمريكا، وي دو فيلم «طلسم‌شده» (1945) و «بدنام»(1946) را ساخت كه در اين فيلم «اينگمار برگمن»، فيلم‌ساز افسانه‌اي سينماي جهان نقش‌آفريني داشت. «بدنام» به فروش چشم‌گيري دست يافت و يكي از موفق‌ترين آثار سينمايي «هيچكاك» نام گرفت.

اولين فيلم رنگي «هيچكاك» در سال 1948 بانام «طناب» به‌ روي پرده سينماها رفت كه با نقش‌آفريني «جيمز استوارت» همراه بود.

در سال 1950، هيچكاك فيلم «وحشت در صحنه» را براي كمپاني «برادران وارنر» ساخت. پس از آن بود كه فيلم پرفروش «غريبه‌ها در قطار» (1951) را با استفاده از تركيبي از المن‌هاي فيلم‌هايش در آمريكا و انگليس ساخت. سپس در فيلم «ام را نشانه قتل بگير» (1954) از تكنيك فيلم‌برداري سه‌بعدي براي اولين‌بار استفاده كرد.

فيلم‌هاي «پنجره‌ عقبي» (1954) و «براي گرفتن دزد» (1955) از ديگر فيلم‌هاي موفق «هيچكاك» در دهه‌ 50 بودند. «مرد عوضي» (1957) آخرين فيلم «هيچكاك» براي كمپاني «برادران وارنر» بود. اين فيلم سياه و سفيد، تنها نقش‌آفريني «هنري فوندا» را به‌همراه داشت.

فيلم «سرگيجه» محصول سال 1958 با نقش‌آفريني دوباره‌ «جيمز استوارت» اگرچه در گيشه چندان موفقيتي به‌دست نياورد، اما بسياري آن را يكي از شاهكارهاي «هيچكاك» مي‌دانند كه در جشنواره‌ فيلم سن‌سباستين اسپانيا، جايزه‌ صدف نقره‌اي را به ‌دست آورد.

پس از «سرگيجه»، هيچكاك سه فيلم موفق ديگر ساخت كه هريك اعتباري كلان به كارنامه‌ سينمايي اين كارگردان صاحب‌سبك افزودند. «شمال از شمال‌غربي» (1959)، «رواني» (1960) و «پرندگان» (1963) سه اثر ماندگار سال‌هاي پاياني فيلم‌سازي او بودند.

با آغاز دوران پيري و نشانه‌هاي بيماري در «هيچكاك»، جديت او در ساخت فيلم كمرنگ شد و در دو دهه‌ پاياني عمر، او تنها چندفيلم تريلر جاسوسي از جمله «پرده‌ پاره» (1966) با نقش‌آفريني «پل نيومن» و فيلم «توپاز» (1969) را ساخت.

پس از بازگشت به انگليس، او آخرين فيلم موفق خود با نام «جنون» را در سال (1972) به نمايش درآورد. «توطئه خانوادگي» نيز آخرين فيلم ساخته‌ «هيچكاك» بود كه در سال (1976) ساخته شد.

«آلفرد هيچكاك» در سال 1980 از سوي ملكه اليزابت دوم به دريافت لقب «سر» نائل آمد؛ هرچند مرگ فرصت آن را به او نداد تا رسما آن را دريافت كند و چهارماه پس از اعلام آن، در روز 29 آوريل 1980 در سن 80 سالگي بر اثر نارسايي كليوي در لس‌آنجلس درگذشت.

«هيچكاك» طي 60 سال فعاليت سينمايي، به‌واسطه‌ ساخت آثار برجسته موفق به كسب جوايز متعددي شد كه شايد مهم‌ترين آنها جايزه‌ي يادبود آكادمي اسكار در سال 1967 باشد. او پنج‌بار در سال‌هاي 1960 براي فيلم «رواني»، سال 1940 براي «ربكا»، سال 1944 براي «قايق نجات»، سال 1945 براي «طلسم‌شده» و سال 1954 براي «پنجره عقبي» نامزد جايزه‌ اسكار بهترين كارگرداني شد.

وي همچنين نامزد اسكار بهترين تهيه‌كننده براي فيلم «سوء‌ظن» در سال 1941 شده بود. فيلم‌هاي «ربكا»، «خبرنگار خارجي» و «طلسم‌شده» نامزد اسكار بهترين فيلم نيز بودند. شانزده فيلم ساخته‌ او نامزدي اسكار را به‌دست آوردند كه او خودش براي شش فيلم نامزد اسكار شد.

در سال 2008، چهار فيلم «سرگيجه»، «پنجره‌ عقبي»، «شمال از شمال‌غربي» و «ام را نشانه قتل بگير» از سوي انجمن فيلم آمريكا در فهرست 10 اثر برتر سينماي جنايي جهان قرار گرفتند.

ساره بیات، دایه حضرت محمد (ص) می شود



گفت‌وگو با ساره بیات و این روزهای پرکارش

انتظار می‌رفت ساره بیات بعد از موفقیت در فیلم «جدایی نادر از سیمین» و كسب چند جایزه معتبر ایرانی و جهانی به بازیگری پركار و پرخبر تبدیل شود اما این اتفاق نیفتاد. او بعد از فیلم اصغر فرهادی تنها بازی در فیلم «محمد(ص)» آخرین كار مجید مجیدی را پذیرفت كه كاری پرزحمت و طولانی است.

انتظار می‌رفت ساره بیات بعد از موفقیت در فیلم «جدایی نادر از سیمین» و كسب چند جایزه معتبر ایرانی و جهانی به بازیگری پركار و پرخبر تبدیل شود اما این اتفاق نیفتاد. او بعد از فیلم اصغر فرهادی تنها بازی در فیلم «محمد(ص)» آخرین كار مجید مجیدی را پذیرفت كه كاری پرزحمت و طولانی است. ساره بیات برخلاف دیگر بازیگران تن به جریان حاكم سینما نداد و درگیر كسب درآمد از سینما نشد تا كماكان كم و گزیده كار كند. او بی‌شك پیشنهادات زیادی را به‌واسطه حضور در فیلم «محمد(ص)» از دست خواهد داد اما در عوض بار دیگر با اثر یك كارگردان سرشناس و صاحب سبك روی پرده سینما‌ها خواهد رفت. ساره بیات این‌روزها آخرین مراحل كارش پیش از آغاز فیلمبرداری آخرین اثر مجید مجیدی را انجام می‌دهد.

سكوت
وقتی ظرف زندگی از عشق و لذت مملو باشد‌، و از نتیجه كارت راضی باشی و آنچه گذشته و آنچه پدید آمده را نظاره كنی زمان آن است كه در سكوت با حال خودت تنها باشی. آن‌وقت زمان لازم را داری تا عشق در تو‌ ته‌نشین شود و لذت كار در تك‌تك سلول‌هایت را تجربه كنی. در آرامش و در سكوت وقتی به كاری دل بستی نمی‌توانی سریع به سراغ كار دیگر و دلبستگی دیگری بروی. وقتی به یك كار احساس داری نمی‌توانی به سرعت به كار دیگری هم احساس داشته باشی. درست مثل زندگی. نیاز داشتم تا تمام جریانات كاری در تنم حل شود. به‌عنوان مثال از سال 85 تا 90 در انتظار اكران نخستین كارم بودم كه نشد. تعهدم این بود كه تا نتیجه كار خودم را نبینم پیشنهاد جدیدی را نپذیرم تا آن‌كه كار اكران تا بعد از كاندیداتوری‌ام در سال 90 برای فیلم «مقلد شیطان» طول كشید و من همزمان كار بعدی‌ام را شروع كردم.

فیلم محمد (ص)
خواست خدا بود كه برگزیده فیلمی باشم كه نامش برای پذیرفتن كار كافی بود. حضور و كارگردانی جناب مجیدی دلم را قرص و خیالم را از هر حیث آسوده كرد. بسیار خوشحالم كه كارگردانی بزرگ چنین كار عظیمی را قبول كرده است. در این فیلم من نقش دایه حضرت محمد(ص) (حلیمه) را بازی می‌كنم. برای رسیدن به این نقش هم مثل سایر نقش‌ها من تحقیق كردم و كتاب‌ خواندم البته در این فیلم تا 12 سالگی و دوره نوجوانی حضرت محمد(ص) به تصویر در خواهد آمد و خیلی سند تاریخی و مطلب درباره این دوره از زندگی حلیمه وجود ندارد ولی در جلساتی كه با آقای مجیدی پیش از فیلمبرداری خواهیم داشت درباره‌اش حرف خواهیم زد و به آنچه مدنظر ایشان است خواهیم رسید.


ریسك
ای كاش تولید همه كارها این‌قدر طول می‌كشید اما نتیجه خوبی داشت آن‌وقت ما هم غمی نداشتیم. كاش تمام كارهای‌مان با چنین وسواس و نتایج درخشانی همراه باشد. بی‌شك دلیل طولانی‌تر شدن پروژه شایسته‌تر شدن نتیجه كار است و نه اتلاف وقت و چون این موضوع را می‌دانم حاضرم ریسك كم كاری و صبوری‌ام را بپذیرم و به خلق اثری جهانی كمك كنم.

پیشنهادات
خدا را شكر پیشنهادات خوبی داشتم. متاسفانه در این مدت كار زیادی تولید نشد اما من پیشنهادهای خوبی داشتم كه چون مشغول پیش تولید كار «محمد(ص)» بودم از همه آنها عذرخواهی كردم. بیشتر این فیلم‌ها در ژانر اجتماعی و چندتایی هم تاریخی بودند.

كم كاری
من برای رسیدن به جایی كه هستم زحمت فراوانی كشیدم و باید قدرش را هم بدانم. كارهایی مثل «جدایی نادر از سیمین» از قدرت تاثیرگذاری بالایی برخوردارند و ایمان دارم كارگردان‌هایی از این دست قادرند، سطح كیفی كار را بالا ببرند. مطمئنم بعد از دیدن این كارها توقع عمومی بالاتر می‌رود و این امیدواری وجود دارد كه در آینده نیز با كارهای فاخر بیشتری مواجه شویم كه ماهم كم كار نباشیم و بتوانیم سهم كوچكی در ارتقای سطح كیفی آثار هنری‌مان ایفا كنیم.


نقطه ضعف
قبل از این‌كه بازیگر باشم انسانم. این دلیل خوبی است كه نقاط ضعفی هم در كارم داشته باشم. این كار ارزشش را داشت كه از صددرصد توانم استفاده كنم.

بازیگری
تمام 6 سال گذشته را مشغول بازی در سینما و تلویزیون بودم و گاهی در بین كارها اگر فاصله‌ای پدید می‌آمد صرف خواندن فیلمنامه و تمرین قبل از فیلمبرداری می‌شد.

موسیقی
رابطه خیلی خوبی با موسیقی دارم و تقریبا همه سبك‌های موسیقی را به جز هاردراك و متال دوست دارم و گوش می‌كنم. با تمام سبك‌ها ارتباط خوبی دارم ولی بیشتر موسیقی سنتی ایرانی و نیو ایج...

درباره پدرم
پدرم همراه همیشگی و مشوق بزرگ در كارم است. در طول تمام كارهایی كه انجام دادم او هم پابه پای من بیدار ماند و بی‌خوابی كشید و صبح‌های زود از خواب بیدار شد. این درحالی است كه پدرم پست مهم و شركت شخصی‌اش می‌تواند به اندازه كافی وقتش را بگیرد اما او در تمام مدتی كه من سركار می‌روم پا به پا و همدوش من است و انرژی می‌گذارد. من هیچ‌وقت فرصت نكردم آنطور كه دلم می‌خواهد از او تشكر كنم.

آرزو
زمانی كه مانند یك قطره هم سو با جریان آب شوی، زمانی‌كه دست از هر مقاومتی برداری و با كائنات یك‌صدا شوی، زمانی‌كه معتقد باشی روزی تو دست هیچ بنی‌بشری نیست و او است كه رزق تو را تامین می‌كند و زمانی‌كه به هدایتش ایمان داشته باشی و نفست را به او بسپاری دیگر آرزویی در دل نداری. هرچه تقدیر تو باشد خیر است.

«باشگاه مشت‌زنی» با ترجمه «پیمان خاکسار» به زودی پشت ویترین کتابفروشی‌ها می‌آید.

ه گزارش شبکه ایران این اولین باری است که «چاک پالانیک» با یکی از مهم‌ترین رمان‌هایش به خواننده فارسی زبان معرفی می‌شود.

پالانیک «باشگاه مشت‌زنی » را سال 1996 نوشت. رمانی که در نگاه اول روایت‌گر خشونت طلبی است، اما «جی.جی.بالارد» نویسنده‌ شهیر امریکایی معتقد است «باشگاه مشت‌زنی» را باید آینه‌ تمام‌نمای انسان تنهای امروز دانست.

داستان زندگی یک شهروند آمریکایی که از ملال و روزمرگی کلافه شده است و به یک‌باره سر از باشگاهی درمی‌آورد که آدم‌هایی شبیه او برای خلاصی از سرخوردگی‌های‌شان سراغ مشت‌زنی آمده‌اند. زندگی قهرمان داستان پالانیک به‌زودی سیر دیگری پیدا می‌کند.

چاک پالانیک در سال 1962 در واشنگتن متولد شده است. این نویسنده 46 ساله تا امروز 11 کتاب داستانی و سه اثر غیرداستانی منتشر کرده است. «باشگاه مشت‌زنی» او تا اوایل سال ۹۸جزء برترین کتاب‌های کتابخانه‌های ایالت متحده‌ی امریکا باقی ماند و کمی بعد وقتی« دیوید فینچر» فیلمی براساس این داستان ساخت، دوباره این کتاب به لیست پرفروش‌ترین‌های آمازون راه یافت.دیوید فینچر فیلم «باشگاه مشت‌زنی» را با حضور چهره‌هایی همچون «برد پیت» و «ادوارد نورتن» ساخت، بااین‌حال پایان فیلم و رمان چندان شباهتی به یکدیگر ندارد و کارگردان و نویسنده هر یک راه خود را رفته‌اند.

استیون اسپیلبرگ و فرج‌الله سلحشور، ساخت فیلم‌های پرهزینه‌ای بر اساس زندگی حضرت موسی (ع) را آغاز کردن

روز گذشته اخباری از دو سوی دنیا رسید. استیون اسپیلبرگ و فرج‌الله سلحشور، ساخت فیلم‌های پرهزینه‌ای بر اساس زندگی حضرت موسی (ع) را آغاز کرده‌اند. مقایسه شباهت‌ها و تفاوت‌های دو پروژه پس از اتمام کار جالب خواهد بود.

سلحشور: بودجه سریال موسي(ع)20 برابر مختارنامه است

فرج‌الله سلحشور از پايان تحقيقات سريال «حضرت موسي(ع)» و نگارش سه قسمت اول اين سريال خبر داد و گفت: عظمت اين سريال از همه نظر، 20 برابر سريال‌هاي «يوسف پيامبر(ع)» و «مختارنامه» است.

اين كارگردان سينما و تلويزيون در گفت‌وگو با ايسنا، اعلام كرد: نگارش سريال «حضرت موسي(ع)» تا پايان سال 91 به طول مي‌انجامد.

سلحشور در پاسخ به پرسشي درباره‌ي شروع پيش‌توليد سريال «حضرت موسي(ع)» گفت: اگر با تلويزيون به توافق برسيم و تلويزيون، بودجه و امكانات كافي در اختيارمان قرار دهد، كار را شروع مي‌كنيم. اما اگر تلويزيون بخواهد در حد كارهاي روزمره يا حتي در حد كارهايي كه تا به حال انجام داده به اين سريال نگاه كند، حضرت موسي(ع) را نمي‌سازيم.

وي تاكيد كرد: سريال «حضرت موسي(ع)»، كار عظيمي است و فراتر از آن است كه در ذهن ايراني بگنجد. به جرات مي‌توان بگويم كه اين سريال، از نظر دكور، صحنه، لباس، جمعيت، وسايل و از همه‌نظر، 20 برابر سريال‌هاي «حضرت يوسف(ع)» و «مختارنامه» است. به همين دليل اگر مسؤولان برآورد بودجه بخواهند آن را در حد ساير سريال‌هاي تلويزيون برآورد كنند، آن را نمي‌سازيم.

اين كارگردان، همچنين اعلام كرد كه در سريال «حضرت موسي(ع)» از دكورهاي «يوسف پيامبر(ع)» استفاده مي‌شود و گفت: بنا داريم دكورهاي سريال «حضرت يوسف(ع)» را تغيير پيدا داده و اصلاح كنيم.

--------------------------------

از سوی دیگر «استيون اسپيلبرگ»‌، كارگردان سرشناس هاليوود داستان زندگي حضرت موسي(ع) را مقابل دوربين خواهد برد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كمپاني برادران وارنر قصد دارد پروژه ساخت فيلمي درباره زندگي حضرت موسي(ع) را به استيون اسپيلبرگ بسپارد.

اين پروژه كه «خدايان و پادشاهان» نام دارد‌، با بودجه‌اي هنگفت ساخته خواهد شد كه فيلم‌نامه آن را «استوارت هازلدانين» خواهد نوشت.

به گزارش روزنامه گاردين، اين فيلم يادآور «10 فرمان» سسيل دميل خواهد بود كه در سال 1956 با نقش‌آفريني «چارلتون هستون» توانست يكي از پرفروش‌ترين فيلم‌هاي عصرخود نام بگيرد.

اسپيلبرگ اگرچه درحال حاضر چند پروژه ديگر را در دست اقدام دارد‌، اما گفته‌ مي‌شود مي‌خواهد فيلم زندگي حضرت موسي (ع) را جدي پيگيري كند.

اين فيلم‌ساز ثروتمند در سال ‌1993 جايزه شير طلاي افتخاري جشنواره ونيز، در سال ‌1995 جايزه سزار افتخاري فرانسه، در سال ‌1987 جايزه اسكار افتخاري و در سال ‌2004 جايزه «آكي‌را كوروساوا» جشنواره توكيو را گرفت و در سال ‌2003 نام وي در تالار مشاهير هاليوود جا گرفت.

وي هم‌دوره فيلم‌سازان سرشناسي چون جورج لوکاس، فرانسيس فورد کوپولا، مارتين اسکورسيزي و برايان دي‌ پالما است كه آثار برجسته‌اي چون «آرواره‌ها»، «برخورد نزديك از نوع سوم»، «پارك ژوراسيك»، «فهرست شيندلر»، «نجات سرباز رايان»، «هوش مصنوعي» و «گزارش اقليت» را در كارنامه سينمايي خود دارد.

رامبد جوان و رضا کیانیان برای اولین بار در "" چشم تو چشم ""

فيلمبرداري فيلم "چشم تو چشم" به كارگرداني حميد امجد يك هفته است در سكوت خبري آغاز شده است. جديدترين فيلم امجد كه با نام"آزمايشگاه" پروانه ساخت دريافت كرده بود براي حضور در سي امين جشنواره فيلم فجر آماده مي شود. رضا كيانيان، رامبد جوان، افشين هاشمي، فرزين محدث و رضا بهبودي از بازيگران اين فيلم هستند.

" چشم تو چشم" يك طنز اجتماعي است كه تمام صحنه هايش در تهران فيلمبرداري خواهد شد. اين کارگردان پيش از اين قصد داشت فيلم سينمايي "بي شير و شکر" را که تئاتر آن را نيز به روي صحنه برده بود، بسازد ولي موفق به ساخت آن نشد. در خلاصه داستان اين فيلم آمده یک جوان...

شهرستانی که با رتبه ممتاز در رشته علوم آزمایشگاهی فارغ التحصیل شده، به امید استخدام در آزمایشگاه یک بیمارستان درگیر حوادث و مناسبات پیچیده و رقابت های شغلی و عاطفی آشکار و نهان می شود و در پایان می آموزد که تمام جهان آزمایشگاه است و ما همواره در حال آزمایش شدن هستیم.

 امجد را در سینما بیش‌تر با نقشی که در مسافران بهرام بیضایی کرد می‌شناسیم. اما فعالیت‌اش پیش از این بیش‌تر در زمینه نشر کتاب و نویسنده و کارگردان تئاتر بوده است. حميد امجد بازيگر، نمايشنامه‌نويس و كارگردان تئاتر است. وي كه فارغ التحصيل دانشكده صدا و سيما است، دستي نيز بر ترجمه آثار تئاتري دارد و تا كنون ترجمه نمايشنامه كوتاه «حرف، حرف، حرف»، نمايشنامه تك‌پرده‌اي نوشته «ديويد آيوز»، منتشر كرده‌است. نمايشنامه‌هاي «پستوخانه» و «بي‌شير و شكر» از ديگر آثار تأليفي امجد هستند.

«شيرشاه»

«شيرشاه» كه اين روزها در جدول پرفروش‌ها مي‌تازد، اولين بار سال 1994 اكران شده بود. در حالي كه راجر ايبرت چندي پيش در يادداشتي از مرگ سينماي سه بعدي و عدم توفيق آن در بين مخاطبان خبر داده بود و خيلي از فيلم‌ها و انيميشن‌هاي سه بعدي اين يكي، دو سال هم نتوانستند به اندازه‌اي كه انتظار مي‌رفت،‌ موفقيت كسب كنند، اما نسخه سه بعدي «شيرشاه» مثال نقض اين تئوري‌ها شد. در حالي كه بيشتر مخاطبان معتقدند انيميشن‌هايي كه با دست طراحي شده‌اند صاحب سبك و اصالت هستند و انيميشن‌هاي سه بعدي به هيچ عنوان نمي‌توانند جاي آنها را بگيرند، بايد ديد كه چه عاملي باعث پرفروش شدن نسخه سه بعدي انيميشن «شيرشاه» شده است:



نسل جديد از فرصت ديدن «شيرشاه» روي پرده سينما استقبال مي‌كنند

مدير توليد كمپاني ديزني، ديو هاليس، گفته: «اين فروش فوق‌العاده مربوط به چرخه زندگي است. بچه‌هاي دهه 90 كه ديدن اين فيلم در سالن‌هاي سينما برايشان تبديل به يك خاطره خوش شده بود، حالا بعد از يك دهه خودشان والدين شده‌اند و مشتاقند كه بچه‌هاي خودشان هم آن تجربه فوق‌العاده را داشته باشند. از طرف ديگر ميليون‌ها نفر آدمي كه با ديدن دي‌وي‌دي فيلم يا نمايش‌هاي موزيكال برادوي عاشق «شيرشاه» شده بودند، حالا بالاخره اين شانس را پيدا كرده‌اند كه آن را روي پرده سينما ببينند. اين يك تجربه جديد است. همان حالتي را دارد كه اكران دوباره «جنگ ستارگان» داشت.»

 

فيلم‌هاي خانوادگي به خوبي دهه گذشته نيستند

فروش خوب نسخه سه بعدي انيميشن «شيرشاه» ثابت كرد كه فيلم‌هاي امروز سينماها انتخاب خوبي براي خانواده‌ها نيستند و بين آنها و خانواده‌ها شكاف ايجاد شده است. به‌رغم قيمت زياد بليت نسخه سه بعدي فيلم، خانواده‌ها براي ديدن اين انيميشن به سمت سينماها هجوم مي‌برند. وقتي بهترين فيلم خانوادگي تابستان امسال انيميشن «ماشين‌ها2» بود كه از نظر منتقدان افتضاح به حساب مي‌آمد، معلوم است كه خانواده‌ها از هر فيلم خانوادگي ديگري كه روي پرده بيايد استقبال مي‌كنند.

فصل گذشته از نظر فيلم‌هايي كه مورد پسند خانواده‌ها باشد، فصل غمناكي بود. با توجه به اينكه تنها رقيب «شيرشاه» در جدول اكران براي خانواده‌ها «داستان دلفين‌ها» بود، اين فروش چندان هم دور از ذهن به‌نظر نمي‌رسد.

 

مردم در واقع به فيلم‌هاي سه بعدي علاقه دارند...بخصوص اگر فيلم‌هاي خوبي باشند

اريك لوميس، مدير شركت پخش‌كننده ويسنتاين مي‌گويد: «بعد از فروش نااميدكننده نسخه سه بعدي فيلم‌هايي چون «فانوس سبز» و «دزدان دريايي كارائيب»، بسياري فرض كردند كه مخاطبان ديگر علاقه‌اي به ديدن فيلم‌هاي سه بعدي ندارند. اما درحقيقت مشكل اصلي اين فيلم‌ها متوسط بودن‌ كيفيت‌شان بود.» فروش خوب نسخه سه بعدي «شيرشاه» نشان داد كه مردم به تكنولوژي علاقه دارند بخصوص اگر پشت آن فيلم خوبي باشد.

 

هاليوود به اكران دوباره نسخه سه بعدي فيلم‌ها تمايل دارد

اخيرا اطلاعيه‌اي صادر شده بود كه پخش‌كننده‌ها در ارائه نسخه سه‌بعدي فيلم‌هاي «تايتانيك» و «top gun» شك دارند اما نسخه سه‌بعدي «شيرشاه» نشان داد كه اكران دوباره اين فيلم‌ها ارزشش را دارد.

 

راجر ايبرت درباره «شيرشاه»

راجر ايبرت، منتقد مشهور سال 1994 به فيلم «شيرشاه» سه ستاره و نيم داد و درباره آن نوشت: «نسل من با سكانس مرگ مادر «بامبي» بزرگ شد و حالا انيميشني مانند «شيرشاه» را براي نسل جديد داريم كه مرگ موفاسا، پدر سامبا در آن تصوير مي‌شود. انيماتورهاي ديزني به خوبي مي‌دانند كه كاراكترهاي كوچولو و شيرين انيميشن‌ها به تنهايي براي ساختن روياهاي بچه‌ها كافي نيستند.»

«آهنگ‌هاي «شيرشاه» به خاطره‌انگيزي انيميشن‌هاي «پري دريايي كوچك» و «ديو و دلبر» نيست. آْنچه كه ما در اصل در اين انيميشن داريم درام قوي است كه گاهي با مايه‌هاي كمدي حال و هوايش عوض مي‌شود. نتيجه‌اش شده يك انيميشن جدي با كاراكترهاي بامزه كه شگفت‌زده‌تان مي‌كند.»

تهران امروز

جاني دپ   هنرپيشه‌ي نامدار سينماي آمريكا ـ عنوان پردرآمدترين بازيگر هاليوود را به‌ دست آورد.

دکتر سوس» چهره بسيار مشهوري در دنياي ادبيات کودک است و آثار بسيار مطرح او چون «گربه‌اي در کلاه» و «چگونه گرينچ کريسمس را دزديد» به بيش از پنجاه زبان ترجمه شده‌اند.


جاني دپ» ـ هنرپيشه‌ي نامدار سينماي آمريكا ـ عنوان پردرآمدترين بازيگر هاليوود را به‌ دست آورد.
«جاني دپ» به‌ واسطه حضور در سري فيلم‌هاي ماجراجويانه «دزدان دريايي كارائيب» بالغ بر ‌٣٥٠ ميليون دلار دستمزد دريافت كرده است كه اين مبلغ هنگفت وي را به‌عنوان پردرآمدترين بازيگر تاريخ هاليوود تبديل كرده است.
نقش‌آفريني «جان دپ» در چهار قسمت اول فيلم «دزدان دريايي كارائيب» فروش شگفت‌انگيز ‌٧/٣ ميليارد دلار را براي كمپاني سوني به ‌همراه داشته و به ‌نظر مي‌رسد پرداخت بخشي از اين درآمد فروش به اين بازيگر سرشناس منطقي باشد.

همچنيني هاليوود ريپورتر گزارش داد جاني دپ ـ بازيگر سرشناس سينماي هاليوود ـ زندگي «دکتر سوس» را فيلم مي‌كند. جاني دپ علاوه بر بازيگري در اين درام زنگي‌نامه‌يي، تهيه‌كنندگي اين فيلم را نيز بر عهده خواهد داشت. زندگي دکتر سوس، داستان نويس آمريکايي و خالق سرشناس كتاب‌هاي كودكان به همكاري شركت فيلمسازي يونيورسال و «ايلومينيشن» تهيه و توليد مي شود.

«تئودور سوس گايزل» مشهور به دکتر سوس ( Dr. Seuss) متولد 1904 ميلادي است.او در دارتموث کالج تحصيل كرد و بيش از 60 کتاب منتشر كرد، اما مشهورترين اين کتب، اثري بود بنام «گربه در کلاه» که امروزه به 12 زبان ترجمه و بيش از 10 ميليون نسخه فروش داشته است.«دکتر سوس» چهره بسيار مشهوري در دنياي ادبيات کودک است و آثار بسيار مطرح او چون «گربه‌اي در کلاه» و «چگونه گرينچ کريسمس را دزديد» به بيش از پنجاه زبان ترجمه شده‌اند.

بيش از دويست ميليون نسخه از کتاب‌هاي او تاکنون به فروش رفته‌اند و يا بارها به صورت فيلم، تئاتر و انيميشن به تصوير کشيده شده‌اند. از جمله در سال 1966، چاک جونز با نظارت تئودور جيزل (دکتر سوس) انيميشن کوتاهي بر اساس داستان چگونه گرينچ کريسمس را دزديد ساخت که به عنوان يکي از نمونه‌هاي کلاسيک و يک اقتباس بسيار وفادارانه از کتاب شناخته مي شود.به جز اين كه نام پرطرفدار دكتر سوس در بيشتر آثار سينمايي توانسته مخاطبان را به سالن‌ها بكشاند، داستان و تصاوير رنگارنگ انيميشن‌هاي آثارش هم در جذب مخاطب بي تاثير نبوده است.

دکتر سوس در 1984 برنده جايزه پوليتزر شد، و در 1991 ميلادي در گذشت. کتابخانه مرکزي دانشگاه کاليفرنيا در سن ديگو به افتخار او نامگذاري شده است.

ايسنا

علي معلم درباره‌ي آخرين وضعيت فيلم «كوروش كبير» گفت

علي معلم درباره‌ي آخرين وضعيت فيلم «كوروش كبير» گفت: فيلم نامه «كوروش كبير» براي دريافت پروانه ساخت تنها به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارائه شده و ما منتظر دريافت پروانه ساخت براي شروع پروژه هستيم.



اين تهيه‌كننده سينما در گفت‌وگو با خبرنگار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي روند دريافت پروانه ساخت «كوروش كبير» ادامه داد: آقاي ميرعلايي در برنامه «هفت» گذشته، گفتند كه هنوز فيلم‌نامه قوي‌اي به بنياد سينمايي فارابي ارائه نشده است؛ اما نكته اين است كه ما فيلمنامه را به وزارت ارشاد داده‌ايم و هنوز آن‌ را به فارابي ارائه نكرده‌ايم؛ از گفته‌هاي آقاي ميرعلايي بر مي‌آيد كه اساسا فيلمنامه‌اي از افراد ديگر هم در اين زمينه در اين بنياد موجود نيست.

 

معلم در ادامه يادآور شد:‌ به نظر مي‌رسد فارابي نبايد هميشه منتظر باشد كه تهيه‌كنندگان فيلم‌نامه‌هايشان را براي جذب مشاركت ارائه دهند. اين نهاد وظيفه حمايت از آثار سينمايي فاخر را دارد و مي‌تواند خودش براي همكاري و حمايت از فيلم‌هاي فاخر و خوب پيش قدم شود.

 

وي با بيان اينكه «بلافاصله پس از دريافت پروانه ساخت از وزارت ارشاد كار برنامه‌ريزي براي توليد كوروش كبير را آغاز مي‌كنيم» تصريح كرد: شايد قبل از اينكه شروع به ساخت پروژه «كوروش كبير» كنيم فيلمنامه آن به عنوان يك اثر مكتوب منتشر شود.

 

معلم در پايان اين‌ گفتگو بيان كرد: از هنگامي كه خبر ساخت اين فيلم اعلام شد، موارد متعددي براي همكاري در اين پروژه داشتيم. اما از دوستاني كه درخواست همكاري در پروژه «كوروش كبير» را داشتند خواهش مي‌كنيم كه تا دريافت پروانه ساخت صبر كنند تا ما شرايط مشاركت در پروژه را اعلام كنيم.

نسخه قاچاق فیلم جدایی نادر از سیمین از کجا آمده؟!

در روزهاي اخير نسخه با كيفيتي از فيلم جدايي نادر از سيمين در اينترنت در دسترس قرار گرفته در حالي كه جدايي نادر از سيمين هنوز وارد شبكه نمايش خانگي در ايران نشده ، نسخه با كيفيتي از فيلم براي دانلود در اينترنت قرار گرفته. در اين ميان راه درز كردن چنين نسخه اي به بازار قاچاق باعث  سوالهايي شده بود.

ظاهرا نسخه نمايش خانگي جدايي نادر از سيمين در برخي كشورهاي خارجي به بازار آمده و همين باعث انتشار اين نسخه از فيلم شده. البته علاقه مندان واقعی سينما ضمن رعايت حقوق مادي و معنوي سازندگان فيلم ،  تا زمان انتشار نسخه اريجينال فيلم در ايران، براي تماشاي آن صبر خواهند کرد!.

------------

منبع : کافه سینما

جدیدترین فیلم دی کاپریو و ایستوود آغازگر جشنواره انجمن فيلم آمريكا

فيلم «جي.ادگار»، جديدترين ساخته «كلينت ايست‌وود» براي افتتاحيه جشنواره انجمن فيلم آمريكا انتخاب شد.
برگزاركنندگان جشنواره فيلم متعلق به انجمن فيلم آمريكا اعلام كردند، فيلم «جي.ادگار» كه يك اثر زندگينامه‌اي است روز 3 نوامبر در افتتاحيه اين رويداد سينمايي به‌روي پرده خواهد رفت.

اين فيلم با نقش‌آفريني «لئوناردو دي‌كاپريو» كه نقش رييس سازمان پليس آمريكا «ادگار هوور» را بازي مي‌كند، پس از پذرفته نشدن در جشنواره‌هاي ونيز و تورنتو، در افتتاحيه جشنواره انجمن فيلم آمريكا نمايش خواهد يافت.

به گزارش هاليوود ريپورتر، «كن هاوارد»، رييس انجمن بازيگران هاليوود و «جودي دنچ»، بازيگر سرشناس انگليسي ديگر بازيگران اصلي اين پروژه هستند كه فيلم‌نامه آن را «داستين لانس بلك» نوشته است كه پيش از اين براي فيلم‌نامه «ميلك» جايزه اسكار دريافت كرده بود.

امسال «پدرو آلمادوار»، كارگردان سرشناس اسپانيايي مهمان افتخاري اين جشنواره خواهد بود. قرار است فيلم «قانون هوس» اين كارگردان سرشناس محصول 1986 با نقش‌آفريني «آنتونيو باندراس» كه در جشنواره برلين جايزه بهترين فيلم بلند را كسب كرد، در اين جشنواره نمايش ويژه يابد. همچنين تعدادي از فيلم‌هاي برتر سينماي جهان كه الهام‌بخش سينماي آلمادوار بوده‌اند در بخش جنبي اين جشنواره نمايش يابد.

------------------------------

منبع : ایسنا